wire meshes
شبکههای سیم
metal meshes
شبکههای فلزی
fiber meshes
شبکههای الیافی
plastic meshes
شبکههای پلاستیکی
mesh screens
صفحههای مشبک
mesh filters
فیلترهای مشبک
mesh networks
شبکههای مش
mesh fabrics
پارچههای مشبک
mesh layers
لایههای مشبک
mesh panels
پنلهای مشبک
the artist meshes different styles in her paintings.
هنرمند سبکهای مختلف را در نقاشیهای خود با هم ترکیب میکند.
the engineer meshes the components to ensure they fit perfectly.
مهندس قطعات را به گونهای با هم ترکیب میکند تا به خوبی با هم سازگار شوند.
the fabric meshes well with the design of the dress.
پارچه به خوبی با طرح لباس هماهنگ میشود.
our plans for the project meshes with the company's goals.
برنامههای ما برای پروژه با اهداف شرکت همخوانی دارد.
the software meshes seamlessly with the existing system.
نرمافزار به طور یکپارچه با سیستم موجود ادغام میشود.
different cultures mesh to create a vibrant community.
فرهنگهای مختلف با هم ترکیب میشوند تا یک جامعه پر جنب و جوش ایجاد کنند.
her ideas mesh with the team's vision for the future.
ایدههای او با چشمانداز تیم برای آینده همخوانی دارد.
the two networks mesh to improve communication.
دو شبکه با هم ادغام میشوند تا ارتباطات را بهبود بخشند.
the gears must mesh correctly for the machine to operate.
چرخدندها باید به درستی با هم سازگار باشند تا دستگاه کار کند.
the story meshes various genres to engage readers.
داستان ژانرهای مختلف را با هم ترکیب میکند تا خوانندگان را درگیر کند.
wire meshes
شبکههای سیم
metal meshes
شبکههای فلزی
fiber meshes
شبکههای الیافی
plastic meshes
شبکههای پلاستیکی
mesh screens
صفحههای مشبک
mesh filters
فیلترهای مشبک
mesh networks
شبکههای مش
mesh fabrics
پارچههای مشبک
mesh layers
لایههای مشبک
mesh panels
پنلهای مشبک
the artist meshes different styles in her paintings.
هنرمند سبکهای مختلف را در نقاشیهای خود با هم ترکیب میکند.
the engineer meshes the components to ensure they fit perfectly.
مهندس قطعات را به گونهای با هم ترکیب میکند تا به خوبی با هم سازگار شوند.
the fabric meshes well with the design of the dress.
پارچه به خوبی با طرح لباس هماهنگ میشود.
our plans for the project meshes with the company's goals.
برنامههای ما برای پروژه با اهداف شرکت همخوانی دارد.
the software meshes seamlessly with the existing system.
نرمافزار به طور یکپارچه با سیستم موجود ادغام میشود.
different cultures mesh to create a vibrant community.
فرهنگهای مختلف با هم ترکیب میشوند تا یک جامعه پر جنب و جوش ایجاد کنند.
her ideas mesh with the team's vision for the future.
ایدههای او با چشمانداز تیم برای آینده همخوانی دارد.
the two networks mesh to improve communication.
دو شبکه با هم ادغام میشوند تا ارتباطات را بهبود بخشند.
the gears must mesh correctly for the machine to operate.
چرخدندها باید به درستی با هم سازگار باشند تا دستگاه کار کند.
the story meshes various genres to engage readers.
داستان ژانرهای مختلف را با هم ترکیب میکند تا خوانندگان را درگیر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید