metalworking

[ایالات متحده]/'metəl,wɜːkɪŋ/
[بریتانیا]/'mɛtl,wɝkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلزکاری.
Word Forms

جملات نمونه

Metalworking involves shaping and manipulating metal materials.

شکل‌دهی و دستکاری مواد فلزی شامل فرآیندهایی مانند آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری است.

Blacksmiths use various tools in metalworking such as hammers and anvils.

آهنگران از ابزارهای مختلف در آهنگری مانند چکش و سندان استفاده می‌کنند.

Precision is crucial in metalworking to ensure accurate measurements and cuts.

دقت در آهنگری برای اطمینان از اندازه‌گیری‌ها و برش‌های دقیق بسیار مهم است.

Metalworking can involve techniques like welding, forging, and casting.

آهنگری می‌تواند شامل تکنیک‌هایی مانند جوشکاری، آهنگری و ریخته‌گری باشد.

Many industrial sectors rely on metalworking for manufacturing parts and products.

بخش‌های صنعتی زیادی برای تولید قطعات و محصولات به آهنگری متکی هستند.

Apprentices often learn metalworking skills through hands-on training and practice.

شاگردان اغلب مهارت‌های آهنگری را از طریق آموزش عملی و تمرین یاد می‌گیرند.

Metalworking requires knowledge of different types of metals and their properties.

آهنگری نیازمند دانش انواع مختلف فلزات و خواص آنها است.

Modern technology has revolutionized metalworking processes with advanced machinery and automation.

فناوری مدرن با ماشین‌آلات و اتوماسیون پیشرفته، فرآیندهای آهنگری را متحول کرده است.

Artisans create intricate designs through metalworking techniques like engraving and etching.

صنعتگران طرح‌های پیچیده را از طریق تکنیک‌های آهنگری مانند حکاکی و نقاشی ایجاد می‌کنند.

Metalworking can be a physically demanding job that requires strength and endurance.

آهنگری می‌تواند شغلی طاقت‌فرسا باشد که به قدرت و استقامت نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید