metamorphoser

[ایالات متحده]/[ˈmɛtəˌmɔːfəsər]/
[بریتانیا]/[ˈmɛtəˌmɔːrfəsər]/

ترجمه

adj. مربوط به یا باعث تغییر شکل شدن.
n. شخص یا چیزی که باعث تغییر شکل می‌شود یا خود تغییر شکل می‌کند؛ دستگاه یا فرآیندی که باعث تغییر شکل می‌شود.
v. باعث تغییر شکل شدن چیزی شود؛ تغییر کامل یا تحول دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

metamorphoser quickly

تبدیل شدن سریع

becoming a metamorphoser

شدن یک تبدیل کننده

metamorphoser's ability

توانایی تبدیل کننده

metamorphoser transformed

تبدیل شده تبدیل کننده

the metamorphoser process

فرآیند تبدیل کننده

metamorphoser now

تبدیل کننده اکنون

metamorphoser and change

تبدیل کننده و تغییر

metamorphoser's form

شکل تبدیل کننده

metamorphoser evolving

تبدیل کننده در حال تکامل

metamorphoser's role

نقش تبدیل کننده

جملات نمونه

the skilled chef used a food metamorphoser to create unique flavor combinations.

پовар ماهر از یک تغییر شکل غذایی برای ایجاد ترکیبات طعم منحصر به فرد استفاده کرد.

we need a powerful metamorphoser to transform the raw data into actionable insights.

ما نیاز به یک تغییر شکل قدرتمند داریم تا داده های خام را به نتایج قابل اجرا تبدیل کنیم.

the company's new product is a digital metamorphoser, changing how we communicate.

محصول جدید شرکت یک تغییر شکل دیجیتال است که نحوه ارتباط ما را تغییر می دهد.

the artist employed a light metamorphoser to create stunning visual effects.

هنرمند از یک تغییر شکل نوری برای ایجاد اثرات بصری شگفت انگیز استفاده کرد.

the software acts as a data metamorphoser, converting formats for easy sharing.

این نرم افزار به عنوان یک تغییر شکل داده عمل می کند و فرمت ها را برای به اشتراک گذاری آسان تبدیل می کند.

the research team developed a genetic metamorphoser to study evolutionary changes.

تیم تحقیقاتی یک تغییر شکل ژنتیکی را برای مطالعه تغییرات تکاملی توسعه داد.

the industrial process utilizes a material metamorphoser to improve product quality.

فرآیند صنعتی از یک تغییر شکل مواد برای بهبود کیفیت محصول استفاده می کند.

the story features a character who is a human-to-animal metamorphoser.

این داستان یک شخصیت را نمایش می دهد که یک تغییر شکل از انسان به حیوان است.

the energy metamorphoser efficiently converts waste heat into usable power.

تغییر شکل انرژی به طور کارآمدی گرماهای زائد را به قدرت قابل استفاده تبدیل می کند.

the marketing team sought a brand metamorphoser to revitalize the company's image.

تیم بازاریابی به دنبال یک تغییر شکل برند برای تجدید تصویر شرکت بودند.

the experimental device is a sound metamorphoser, altering audio frequencies.

این دستگاه تجربی یک تغییر شکل صوتی است که فرکانس های صوتی را تغییر می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید