metronome

[ایالات متحده]/'metrənəʊm/
[بریتانیا]/'mɛtrənom/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که در تمرین ریتم‌های موسیقی استفاده می‌شود و ضربی ثابت را فراهم می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

The musician used a metronome to keep time while practicing.

موسیقی‌دان از مترونوم برای حفظ ریتم در هنگام تمرین استفاده کرد.

She tapped her foot to the beat of the metronome.

او با ریتم مترونوم پاهایش را می‌کوبید.

The metronome clicked steadily in the background.

مترونوم به طور پیوسته در پس‌زمینه تیک‌تاک می‌کرد.

He adjusted the tempo on the metronome to match the song's speed.

او سرعت مترونوم را تنظیم کرد تا با سرعت آهنگ مطابقت داشته باشد.

The metronome's ticking helped her stay on track during the performance.

تیک‌تاک مترونوم به او کمک کرد تا در طول اجرا در مسیر خود باقی بماند.

The metronome's rhythm guided the dancers through their routine.

ریتم مترونوم رقصندگان را در طول تمریناتشان هدایت می‌کرد.

She set the metronome to a slow tempo for the beginner pianist.

او مترونوم را با سرعت کم برای پیانیست مبتدی تنظیم کرد.

The metronome's beat was the foundation of the band's tight sound.

ضرب مترونوم اساس صدای منسجم گروه بود.

He relied on the metronome to help him improve his timing.

او به مترونوم اعتماد کرد تا به او کمک کند زمان‌بندی خود را بهبود بخشد.

The metronome's consistent ticking provided a sense of stability in the music room.

تیک‌تاک مداوم مترونوم حسی از ثبات را در اتاق موسیقی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید