meet your mettles
برخورد با شایستگی های خود
test your mettles
آزمایش شایستگی های خود
forge your mettles
آهن کردن شایستگی های خود
show your mettles
نشان دادن شایستگی های خود
proving your mettles
اثبات شایستگی های خود
find your mettles
پیدا کردن شایستگی های خود
reveal your mettles
افشای شایستگی های خود
challenge your mettles
چالش شایستگی های خود
measure your mettles
اندازه گیری شایستگی های خود
strengthen your mettles
تقویت شایستگی های خود
she showed her mettles during the competition.
او در طول مسابقه تواناییهای خود را نشان داد.
his mettles were tested in tough situations.
تواناییهای او در شرایط سخت مورد آزمایش قرار گرفت.
the team proved their mettles in the final match.
تیم توانایی خود را در مسابقه نهایی ثابت کرد.
facing challenges reveals one's true mettles.
مقابله با چالشها، تواناییهای واقعی یک فرد را آشکار میکند.
she has the mettles to lead the project.
او توانایی رهبری پروژه را دارد.
his mettles were evident when he stood up for his beliefs.
وقتی برای باورهای خود ایستاد، تواناییهای او آشکار بود.
they admired her mettles in the face of adversity.
آنها در برابر سختیها، تواناییهای او را تحسین کردند.
the soldier's mettles were recognized by his superiors.
مافوقها، تواناییهای سرباز را تشخیص دادند.
his mettles helped him overcome many obstacles.
تواناییهای او به او کمک کرد تا بر بسیاری از موانع غلبه کند.
in times of crisis, true mettles shine through.
در زمان بحران، تواناییهای واقعی خود را نشان میدهند.
meet your mettles
برخورد با شایستگی های خود
test your mettles
آزمایش شایستگی های خود
forge your mettles
آهن کردن شایستگی های خود
show your mettles
نشان دادن شایستگی های خود
proving your mettles
اثبات شایستگی های خود
find your mettles
پیدا کردن شایستگی های خود
reveal your mettles
افشای شایستگی های خود
challenge your mettles
چالش شایستگی های خود
measure your mettles
اندازه گیری شایستگی های خود
strengthen your mettles
تقویت شایستگی های خود
she showed her mettles during the competition.
او در طول مسابقه تواناییهای خود را نشان داد.
his mettles were tested in tough situations.
تواناییهای او در شرایط سخت مورد آزمایش قرار گرفت.
the team proved their mettles in the final match.
تیم توانایی خود را در مسابقه نهایی ثابت کرد.
facing challenges reveals one's true mettles.
مقابله با چالشها، تواناییهای واقعی یک فرد را آشکار میکند.
she has the mettles to lead the project.
او توانایی رهبری پروژه را دارد.
his mettles were evident when he stood up for his beliefs.
وقتی برای باورهای خود ایستاد، تواناییهای او آشکار بود.
they admired her mettles in the face of adversity.
آنها در برابر سختیها، تواناییهای او را تحسین کردند.
the soldier's mettles were recognized by his superiors.
مافوقها، تواناییهای سرباز را تشخیص دادند.
his mettles helped him overcome many obstacles.
تواناییهای او به او کمک کرد تا بر بسیاری از موانع غلبه کند.
in times of crisis, true mettles shine through.
در زمان بحران، تواناییهای واقعی خود را نشان میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید