micropipette

[ایالات متحده]/[ˈmaɪkrəʊpɪpɪt]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪkrəʊˌpɪpɪt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیپت کوچک، معمولاً برای اندازه گیری و انتقال حجم بسیار کوچکی از مایع، به ویژه در آزمایشگاه های زیستی و شیمیایی استفاده می شود.؛ یک دستگاه دقیق برای توزیع حجم کوچکی از مایع.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

using a micropipette

استفاده از میکروپیپت

micropipette tip

نوک میکروپیپت

calibrate micropipette

کالیبراسیون میکروپیپت

micropipette volume

حجم میکروپیپت

new micropipette

میکروپیپت جدید

micropipette technique

فناوری میکروپیپت

micropipette set

مجموعه میکروپیپت

micropipette readings

خواندن میکروپیپت

stored micropipettes

میکروپیپت‌های ذخیره شده

dispensing with micropipette

تزریق با میکروپیپت

جملات نمونه

the scientist used a micropipette to transfer the precise volume of liquid.

دانشمند از یک میکروپیپت برای انتقال حجم دقیقی از مایع استفاده کرد.

i need to calibrate the micropipette before starting the experiment.

قبل از شروع آزمایش نیاز دارم میکروپیپت را تنظیم کنم.

the micropipette tip was contaminated and needed replacement.

نوک میکروپیپت آلوده شده بود و نیاز به جایگزینی داشت.

she carefully aspirated the sample using a micropipette.

او با دقت نمونه را با استفاده از یک میکروپیپت جذب کرد.

the micropipette settings were adjusted for accurate dispensing.

تنظیمات میکروپیپت برای دفع دقیق تنظیم شدند.

we use micropipettes daily in our laboratory for dna analysis.

ما روزانه در آزمایشگاه خود از میکروپیپت‌ها برای تحلیل دنا استفاده می‌کنیم.

the micropipette manufacturer provides detailed instructions for use.

تولیدکننده میکروپیپت دستورالعمل‌های جزئی برای استفاده ارائه می‌دهد.

he practiced using the micropipette to improve his technique.

او با استفاده از میکروپیپت تمرین کرد تا فن خود را بهبود بخشد.

the micropipette volume range is suitable for microcentrifuge tubes.

دیاپازون حجم میکروپیپت برای لوله‌های میکرواسپین مناسب است.

clean the micropipette after each use to prevent contamination.

پس از هر استفاده میکروپیپت را تمیز کنید تا از آلودگی جلوگیری شود.

the micropipette holder keeps the equipment organized on the bench.

نگهدارنده میکروپیپت تجهیزات را روی میز منظم نگه می‌دارد.

our lab purchased new micropipettes for the research project.

آزمایشگاه ما برای پروژه تحقیقاتی میکروپیپت‌های جدیدی خریداری کرد.

the micropipette plunger was pressed too hard and broke.

مکانیسم فشار دادن میکروپیپت زیاد فشار داده شده و شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید