microplastics

[ایالات متحده]/ˌmaɪ.krəʊˈplæs.tɪks/
[بریتانیا]/ˌmaɪ.kroʊˈplæs.tɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌های پلاستیکی کوچک که طول آن‌ها کمتر از پنج میلی‌متر است و می‌توانند برای حیات دریایی و آبزیان مضر باشند.

جملات نمونه

microplastic pollution is becoming a global environmental crisis.

آلودگی میکروپلاستیک به یک بحران محیط زیستی جهانی تبدیل می‌شود.

scientists found microplastic particles in drinking water.

دانشمندان میکروپلاستیک‌هایی را در آب نوشیدنی یافتند.

marine animals often mistake microplastics for food.

حیوانات دریایی اغلب میکروپلاستیک‌ها را به عنوان غذا اشتباه می‌گیرند.

microplastic contamination has been detected in remote arctic regions.

آلودگی میکروپلاستیک در مناطق قطب شمال دورافتاده کشف شده است.

the study examined microplastic fragments in ocean sediments.

این مطالعه فرآیندهای میکروپلاستیک در رسوبات اقیانوس را بررسی کرد.

microplastic debris is accumulating in freshwater ecosystems.

پرچم‌های میکروپلاستیک در سیستم‌های آب شیرین جمع می‌شوند.

researchers are concerned about microplastic ingestion by seabirds.

محققان نگران جذب میکروپلاستیک توسط پرندگان دریایی هستند.

microplastic accumulation in soils affects agricultural productivity.

جمع شدن میکروپلاستیک در خاک بر بهره‌وری کشاورزی تأثیر می‌گذارد.

microplastic exposure poses risks to human health.

مواجهه با میکروپلاستیک خطراتی بر سلامت انسان ایجاد می‌کند.

microplastics have been found in bottled water samples.

میکروپلاستیک‌ها در نمونه‌های آب نباتی یافت شده‌اند.

the ocean currents transport microplastic waste across thousands of miles.

جریان‌های اقیانوس میکروپلاستیک‌های زباله را در میلیون‌ها مایل منتقل می‌کنند.

microplastics enter the food chain through marine organisms.

میکروپلاستیک‌ها از طریق موجودات دریایی وارد زنجیره غذایی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید