micturition

[ایالات متحده]/ˌmɪk.tjʊəˈrɪʃ.ən/
[بریتانیا]/ˌmɪk.tʃəˈrɪʃ.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ادرار کردن؛ ادرار مکرر، که اغلب به دلیل یک وضعیت پزشکی است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

micturition reflex

رفلکس تخلیه ادرار

micturition process

فرآیند تخلیه ادرار

micturition frequency

تکرر ادرار

micturition control

کنترل تخلیه ادرار

micturition urge

احساس فوریت ادرار

micturition dysfunction

اختلال در تخلیه ادرار

micturition habits

عادات تخلیه ادرار

micturition symptoms

علائم تخلیه ادرار

micturition assessment

ارزیابی تخلیه ادرار

micturition pattern

الگوی تخلیه ادرار

جملات نمونه

the doctor explained the process of micturition.

پزشک فرآیند تخلیه مثانه را توضیح داد.

frequent micturition can be a sign of a medical condition.

تخلیه مکرر مثانه می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل پزشکی باشد.

patients should report any changes in their micturition patterns.

بیماران باید هرگونه تغییر در الگوهای تخلیه مثانه خود را گزارش کنند.

understanding micturition is important for urologists.

درک تخلیه مثانه برای متخصصان اورولوژی مهم است.

she felt a strong urge for micturition during the meeting.

او در طول جلسه احساس فوریت شدیدی برای تخلیه مثانه کرد.

micturition can be affected by various medications.

تخلیه مثانه می‌تواند تحت تأثیر داروها قرار گیرد.

incontinence can lead to complications in micturition.

بی‌اختیاری می‌تواند منجر به عوارض در تخلیه مثانه شود.

he was surprised by the sudden need for micturition.

او از نیاز ناگهانی به تخلیه مثانه متعجب شد.

they studied the neural control of micturition.

آنها کنترل عصبی تخلیه مثانه را مطالعه کردند.

proper hydration influences the frequency of micturition.

هیدراتاسیون مناسب بر فرکانس تخلیه مثانه تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید