midwife

[ایالات متحده]/ˈmɪdwaɪf/
[بریتانیا]/ˈmɪdwaɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی، معمولاً زن، آموزش دیده برای کمک به زنان در زایمان
Word Forms
جمعmidwives

عبارات و ترکیب‌ها

Certified nurse-midwife

مامای بالینی دارای گواهینامه

جملات نمونه

the village midwife delivered the baby.

مداح دهکده نوزاد را به دنیا آورد.

The midwife delivered the baby.

زایمان توسط ماما انجام شد.

The midwife delivered her sister.

ماما خواهرش را به دنیا آورد.

revolutions midwifed by new technologies of communication.

انقلاباتی که توسط فناوری‌های ارتباطی جدید تسهیل شدند.

The midwife assisted the mother during labor.

ماما در طول زایمان به مادر کمک کرد.

The midwife provided prenatal care to the expectant mother.

ماما مراقبت‌های دوران بارداری را به مادر باردار ارائه داد.

She decided to become a midwife after witnessing a home birth.

او پس از مشاهده یک زایمان خانگی تصمیم گرفت ماما شود.

The midwife helped deliver a healthy baby boy.

ماما به تولد یک پسر سالم کمک کرد.

The midwife specializes in natural childbirth methods.

ماما در روش‌های طبیعی زایمان تخصص دارد.

The midwife provided emotional support to the laboring mother.

ماما از نظر عاطفی از مادر در حال زایمان حمایت کرد.

Many women prefer to have a midwife present during childbirth.

بسیاری از زنان ترجیح می‌دهند در هنگام زایمان یک ماما حضور داشته باشد.

The midwife emphasized the importance of breastfeeding to the new mother.

ماما بر اهمیت شیردهی به مادر جدید تاکید کرد.

The midwife conducted postpartum check-ups to monitor the mother's health.

ماما معاینات پس از زایمان را برای بررسی وضعیت سلامتی مادر انجام داد.

She enrolled in a midwifery program to pursue her passion for women's health.

او برای دنبال کردن اشتیاق خود به سلامت زنان در یک برنامه آموزش مامایی ثبت نام کرد.

نمونه‌های واقعی

" I need to find the midwife, " Val said.

من باید دوقهدمه پیدا کنم، "وال گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Corina Fitch is a midwife at The Farm Midwifery Center in Summertown, Tennessee.

کورینا فیچ یک ماما در مرکز مامایی فارم در سامرتاون، تنسی است.

منبع: This month VOA Special English

At least the midwife says nine pounds.

حداقل ماما می‌گوید نه پوند.

منبع: Goodbye, Christopher Robin.

They want more towels. What are they, midwives?

آنها به حوله بیشتری نیاز دارند. آنها چه هستند، ماماها؟

منبع: Modern Family - Season 07

Increasingly, women of color are using midwives to give birth naturally.

به طور فزاینده ای، زنان رنگین پوست از ماماها برای زایمان طبیعی استفاده می کنند.

منبع: VOA Special January 2015 Collection

" I would like to become a doctor because I used to be a midwife, " she told Reuters.

من دوست دارم دکتر شوم زیرا من قبلاً ماما بودم، "او به رویترز گفت.

منبع: VOA Special February 2022 Collection

In the past, midwives have tended to be marginalised in America.

در گذشته، ماماها تمایل داشتند در آمریکا حاشیه ای شوند.

منبع: The Economist (Summary)

And collaboration between doctors and midwives can prove effective.

همکاری بین پزشکان و ماماها می تواند مؤثر باشد.

منبع: The Economist (Summary)

So there are shortages around the country of OB gyns and midwives.

بنابراین کمبود در سراسر کشور متخصصان زنان و ماما وجود دارد.

منبع: VOA Standard English_Americas

When the Center first opened, there were about 300 licensed midwives in California. Most of them were white.

هنگامی که مرکز برای اولین بار افتتاح شد، حدود 300 ماما دارای مجوز در کالیفرنیا وجود داشت. بیشتر آنها سفیدپوست بودند.

منبع: VOA Special May 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید