labor

[ایالات متحده]/ˈleɪbə/
[بریتانیا]/ˈleɪbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کار؛ زایمان؛ کار؛ تلاش
vi. کار کردن؛ زحمت کشیدن؛ تلاش کردن
vt. به طور دقیق تحلیل کردن؛ حفر کردن
Word Forms
زمان گذشتهlabored
جمعlabors
شکل سوم شخص مفردlabors
قسمت سوم فعلlabored
صفت یا فعل حال استمراریlaboring

عبارات و ترکیب‌ها

labor union

اتحادیه کارگری

labor market

بازار کار

labor rights

حقوق کارگران

child labor

کار کودک

labor laws

قوانین کار

labor dispute

اختلافات کارگری

manual labor

کار دستی

labor shortage

کمبود نیروی کار

labor force

نیروی کار

division of labor

تقسیم کار

labor productivity

بهره‌وری نیروی کار

labor intensity

شدت کار

labor contract

قرارداد کار

in labor

در کار

labor law

قانون کار

labor protection

حمایت از کارگران

labor power

نیروی کار

labor cost

هزینه نیروی کار

labor insurance

بیمه کار

labor department

وزارت کار

labor day

روز کارگر

cheap labor

نیروی کار ارزان

labor party

حزب کارگر

physical labor

کار فیزیکی

جملات نمونه

a large labor force.

نیروی کار بزرگ

a federation of labor unions

یک فدراسیون از اتحادیه های کارگری

The Labor Party was in.

حزب کار در آن بود.

Our labor was in vain.

تلاش ما بی حاصل بود.

the puissance of the labor vote.

قدرت رای کارگری.

labored in the fields.

در مزارع کار کرد.

labor a point in the argument.

یک نکته در استدلال را مطرح کنید.

mediate a labor-management dispute.

میانجیگری در اختلافات کارگری-مدیریتی.

labored to no avail.

بی حاصل تلاش کرد.

penal servitude in labor camps.

کار اجباری در اردوگاه های کار.

He is laboring in the fields.

او در مزارع کار می کند.

We theoretically conclude the labor globality and its value: The labor value of science is the globality value of labor logical reasoning.

ما از نظر تئوری به این نتیجه می رسیم که ارزش جهانی کار و ارزش آن چیست: ارزش کار علم، ارزش جهانی استدلال منطقی کار.

labor finally coming to fruition.

تلاش ها سرانجام به بار نشست.

labored over the needlepoint.

ساعت ها روی گلدوزی کار کرد.

labored up the hill.

سخت بالا رفت.

I will not labor you with trivial matters.

من شما را با مسائل جزئی خسته نمی کنم.

a labored style of debating.

سبک بحثی خسته کننده.

the banking lobby; the labor lobby.

گروه لابی بانکی؛ گروه لابی کارگری.

نمونه‌های واقعی

462. The rebels labeled the labor laboring in the laboratory and lavatory.

462. شورشیان بر روی کارگرانی که در آزمایشگاه و سرویس بهداشتی کار می‌کردند، برچسب زدند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Either of these can trigger the onset of labor and so-called true labor contractions.

هر یک از این موارد می‌تواند شروع زایمان و انقباضات زایمان واقعی به اصطلاح را تحریک کند.

منبع: Osmosis - Anatomy and Physiology

The calluses on his hands indicate that our Mr. Doe did manual labor.

زبر شدن دست‌هایش نشان می‌دهد که آقای دو ما کار دستی انجام داده است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

All over the world women do more unpaid labor than men.

در سراسر جهان، زنان نسبت به مردان، نیروی کار جبران نشده بیشتری انجام می‌دهند.

منبع: Gates Couple Interview Transcript

Helping others is a labor of love.

کمک به دیگران یک کار عاشقانه است.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Everyone drinks it – from officials to laborers.

همه آن را می‌نوشند - از مقامات گرفته تا کارگران.

منبع: This month VOA Special English

Ten percent is in state- imposed forced labor.

ده درصد در کار اجباری تحمیلی توسط دولت است.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2015 Collection

Pride keeps the young man from doing manual labor.

غرور مانع از انجام کار دستی توسط جوان می‌شود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

It's delayed your labor, what, ten hours so far?

این باعث تأخیر در زایمان شما شده است، چه، تا به حال ده ساعت؟

منبع: S03

And the fruits of a man's labor were his own.

و حاصل کار مرد از آن خود او بود.

منبع: VOA Special March 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید