midwifery

[ایالات متحده]/'mɪdwɪfərɪ/
[بریتانیا]/'mɪdwaɪfəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کمک در زایمان
Word Forms

جملات نمونه

She’s just gone off the boil, as they say in the midwifery traded.

او فقط از حالت تعادل خارج شده است، همانطور که در اصطلاح میانویه‌هایی می‌گویند.

She is studying midwifery at the university.

او در حال تحصیل در رشته میان‌پروری در دانشگاه است.

Midwifery is a crucial profession in the healthcare field.

میان‌پروری یک شغل حیاتی در زمینه مراقبت‌های بهداشتی است.

The midwifery team helped deliver the baby safely.

تیم میان‌پروری به طور ایمن به زایمان نوزاد کمک کرد.

She decided to pursue a career in midwifery.

او تصمیم گرفت شغلی در زمینه میان‌پروری را دنبال کند.

The midwifery program includes both theory and practical training.

برنامه میان‌پروری شامل آموزش نظری و عملی است.

Midwifery involves caring for pregnant women before, during, and after childbirth.

میان‌پروری شامل مراقبت از زنان باردار قبل، حین و بعد از زایمان است.

The midwifery clinic offers prenatal and postnatal care services.

کلینیک میان‌پروری خدمات مراقبت‌های بارداری و پس از زایمان ارائه می‌دهد.

She received specialized training in midwifery techniques.

او آموزش تخصصی در تکنیک‌های میان‌پروری دریافت کرد.

Midwifery has a long history of being a respected profession.

میان‌پروری سابقه طولانی در یک شغل مورد احترام بودن دارد.

The midwifery practice focuses on promoting maternal and infant health.

عملکرد میان‌پروری بر ارتقای سلامت مادران و نوزادان تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید