mildest

[ایالات متحده]/[ˈmaɪldɪst]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪldɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمترین توانایی یا شدیدیت؛ مهربان؛ مهربان ترین در رفتار یا شخصیت؛ کمترین شدیدیت یا تأثیر.

عبارات و ترکیب‌ها

mildest flavor

میل کمترین طعم

mildest form

میل کمترین شکل

mildest manner

میل کمترین روش

mildest winter

زمستنی میل کمترین

mildest rebuke

میل کمترین تذمین

being mildest

بودن میل کمترین

mildest case

میل کمترین حالت

mildest breeze

میل کمترین باد

mildest criticism

میل کمترین انتقاد

mildest punishment

میل کمترین مجازات

جملات نمونه

the weather today is surprisingly mild, even for summer.

آب و هوا امروز به طور شگفت‌آوری معتدل است، حتی برای تابستان.

she has a mild cough, but nothing serious to worry about.

او یک سرفه معتدل دارد، اما چیزی جدی برای نگرانی نیست.

he offered the mildest of criticisms, wanting to avoid conflict.

او سخت‌ترین انتقاد را ارائه داد، می‌خواست از تعارض جلوگیری کند.

the film's humor was mild, suitable for all ages.

هumor فیلم معتدل بود، مناسب برای تمام سنین.

the tea has a mild, refreshing flavor.

چای یک طعم معتدل و تازه دارد.

the professor's approach to teaching is mild and encouraging.

رویکرد استاد به تدریس معتدل و تشویق‌آمیز است.

the sauce had a mild, slightly sweet taste.

سس یک طعم معتدل و کمی شیرین داشت.

she gave a mild smile, but her eyes betrayed her anger.

او یک لبخند معتدل داد، اما چشمانش غضب خود را نشان داد.

the company's response to the crisis was surprisingly mild.

پاسخ شرکت به بحران به طور شگفت‌آوری معتدل بود.

he presented a mild suggestion for improving the process.

او یک پیشنهاد معتدل برای بهبود فرآیند ارائه داد.

the news was mild compared to what we expected.

خبر در مقایسه با آنچه انتظار داشتیم معتدل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید