mildewed

[ایالات متحده]/'mɪldud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کهنه
v. کپک زده
Word Forms
زمان گذشتهmildewed

عبارات و ترکیب‌ها

deteriorated by mildew

تخریب شده توسط کپک

جملات نمونه

They will sit there, for hours, leaning on great, dropsical, mildewed umbrellas, or eating Abernethy biscuits.

آنها آنجا می‌نشینند، ساعت‌ها، تکیه داده به چترهای بزرگ، آبدار، کپک‌زده یا خوردن بیسکویت‌های Abernethy.

The old books in the basement were mildewed.

کتاب‌های قدیمی در زیرزمین کپک‌زده بودند.

The damp towels in the laundry room have mildewed.

حوله‌های مرطوب در اتاق شستشو کپک زده‌اند.

The neglected corner of the house is mildewed.

گوشه فراموش‌شده خانه کپک‌زده است.

The damp climate caused the walls to become mildewed.

آب و هوای مرطوم باعث شد دیوارها کپک بزنند.

The forgotten clothes in the laundry basket have mildewed.

لباس‌های فراموش‌شده در سبد لباس‌ها کپک زده‌اند.

The leaky roof led to the ceiling getting mildewed.

سربقفزی باعث شد سقف کپک بزند.

The old leather jacket was mildewed from being stored in a damp closet.

چکمه چرمی قدیمی به دلیل نگهداری در یک کمد مرطوب کپک زده بود.

The abandoned house had mildewed walls and ceilings.

خانه متروکه دارای دیوارهای کپک‌زده و سقف بود.

The musty smell in the basement was due to the mildewed boxes.

بوی نم در زیرزمین به دلیل جعبه‌های کپک‌زده بود.

The neglected garden furniture had become mildewed over time.

وسایل باغ متروکه در طول زمان کپک زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید