miller

[ایالات متحده]/'mɪlə/
[بریتانیا]/ˈmɪlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیاب کن
مالک یک آسیاب
پروانه
Word Forms
جمعmillers

عبارات و ترکیب‌ها

flour miller

آرد تراش

miller's daughter

دختر آرد تراش

joe miller

جو میلر

جملات نمونه

The miller ground wheat into flour at the local mill.

آسیابچی گندم را در آسیab محلی به آرد تبدیل کرد.

The miller's daughter helped him with the daily tasks.

دختر آسیابچی در انجام کارهای روزمره به او کمک می‌کرد.

The old miller had been working at the mill for over forty years.

آسیابچی پیر بیش از چهل سال در آسیab کار می‌کرد.

The miller's wife baked delicious bread using the freshly ground flour.

همسر آسیابچی با استفاده از آرد تازه آسیاب شده نان خوشمزه می‌پخت.

The miller inspected the quality of the grain before grinding it.

آسیابچی قبل از آسیاب کردن آن کیفیت دانه‌ها را بررسی می‌کرد.

The miller's mill was powered by a water wheel.

آسیاب آسیابچی توسط یک چرخ آب نیرو می‌گرفت.

The miller was known for producing the finest flour in the region.

آسیابچی به دلیل تولید بهترین آرد در منطقه مشهور بود.

The miller sold his flour at the local market every Saturday.

آسیابچی هر شنبه آرد خود را در بازار محلی می‌فروخت.

The miller's apprentice learned the trade by working alongside him.

شاگرد آسیابچی با کار کردن در کنار او این حرفه را یاد گرفت.

The miller's family lived in a small cottage near the mill.

خانواده آسیابچی در یک کلبه کوچک در نزدیکی آسیاب زندگی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید