distiller

[ایالات متحده]/dɪ'stɪlə/
[بریتانیا]/dɪ'stɪlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا دستگاهی که تقطیر می‌کند، به‌ویژه نوشیدنی‌های الکلی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

whiskey distiller

تقطیر ویسکی

alcohol distiller

تقطیر الکل

جملات نمونه

Objective:Aspergillus niger and Candida mycoderma was used to ferment Daqu distiller's grain to produce single cell protein feed with the additive of glucoamylase and cellulose.

هدف: از Aspergillus niger و Candida mycoderma برای تخمیر دانه‌های تقطیر داکو به منظور تولید خوراک پروتئین تک سلولی با افزودن گلوکوامیلز و سلولز استفاده شد.

The distiller produced high-quality whiskey.

تقطیرکننده ویسکی با کیفیت بالا تولید کرد.

The distiller carefully monitored the fermentation process.

تقطیرکننده فرآیند تخمیر را با دقت نظارت کرد.

The distiller uses traditional methods to make gin.

تقطیرکننده از روش‌های سنتی برای تهیه جین استفاده می‌کند.

The distiller is known for their expertise in crafting spirits.

تقطیرکننده به دلیل تخصص خود در تهیه مشروبات الکلی شناخته شده است.

The distiller's equipment is top-of-the-line.

تجهیزات تقطیرکننده از بهترین کیفیت هستند.

The distiller experiments with different ingredients to create unique flavors.

تقطیرکننده با مواد مختلف آزمایش می‌کند تا طعم‌های منحصر به فردی ایجاد کند.

The distiller's passion for the craft shines through in their products.

اشتیاق تقطیرکننده به این حرفه در محصولات آنها مشهود است.

The distiller's artistry is evident in every bottle.

هنر تقطیرکننده در هر بطری مشهود است.

The distiller takes pride in their small-batch production.

تقطیرکننده به تولید کوچک دسته‌ای خود افتخار می‌کند.

The distiller is constantly innovating to stay ahead in the industry.

تقطیرکننده به طور مداوم نوآوری می‌کند تا در این صنعت پیشرو بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید