mimed

[ایالات متحده]/maɪmd/
[بریتانیا]/maɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدون گفتار عمل کردن یا اجرا کردن با استفاده از حرکات دست

عبارات و ترکیب‌ها

mimed action

عمل میم

mimed performance

اجرای میم

mimed gesture

حرکت میم

mimed speech

گفتار میم

mimed scene

صحنه میم

mimed message

پیام میم

mimed emotions

احساسات میم

mimed expression

ابراز میم

mimed story

داستان میم

mimed interaction

تعامل میم

جملات نمونه

he mimed the actions of a chef.

او حرکات یک سرآشپز را تقلید می‌کرد.

she mimed her way through the story.

او با تقلید کردن از داستان عبور کرد.

the actor mimed the scene perfectly.

بازیگر صحنه را به خوبی تقلید کرد.

they mimed their favorite songs at the party.

آنها آهنگ‌های مورد علاقه خود را در مهمانی تقلید کردند.

he mimed his frustration when he lost the game.

او ناامیدی خود را وقتی بازی را باخت تقلید کرد.

she mimed the actions of a dancer.

او حرکات یک رقصنده را تقلید کرد.

they mimed their way through the silent film.

آنها با تقلید کردن از فیلم بی‌کلام عبور کردند.

the children mimed the animals they saw at the zoo.

کودکان حیواناتی را که در باغ وحش دیده بودند تقلید کردند.

he mimed a conversation with his friend.

او با دوستش یک مکالمه را تقلید کرد.

she mimed the process of making a sandwich.

او روندۀ تهیه ساندویچ را تقلید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید