spoke

[ایالات متحده]/spəʊk/
[بریتانیا]/spok/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صحبت کرد در گذشته
n. میله‌ای که به مرکز یک چرخ متصل می‌شود
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریspoking
زمان گذشتهspoked
شکل سوم شخص مفردspokes
جمعspokes

عبارات و ترکیب‌ها

spoke out

بیان انتقادات

جملات نمونه

spoke for all the members.

به جای تمام اعضا صحبت کرد.

spoke in a level tone.

با لحنی یکنواخت صحبت کرد.

they spoke in soft whispers.

آنها با نجواهای آرام صحبت کردند.

the gun spoke again.

تفنگ دوباره شلیک کرد.

a look that spoke volumes.

نگاهی که حرف‌های زیادی می‌گفت.

they both spoke together.

آنها هر دو با هم صحبت کردند.

she spoke in a whisper.

او با صدای آهسته صحبت کرد.

They spoke with one voice.

آنها با یک صدا صحبت کردند.

spoke with an Oxbridge accent.

با لهجه آکسفورد صحبت کرد.

spoke in a severe voice.

با لحنی جدی صحبت کرد.

spoke with silky plausibility.

با احتمالیت ابریشمی صحبت کرد.

spoke for the entire staff.

برای کل کارکنان صحبت کرد.

spoke in a passionate strain.

با لحنی پرشور صحبت کرد.

spoke with a trace of sarcasm.

با رگه‌ای از طعنه صحبت کرد.

spoke with a unique accent.

با لهجه‌ای منحصر به فرد صحبت کرد.

spoke well of them.

خوب درباره آنها صحبت کرد.

spoke with brutal honesty.

با صداقت وحشیانه صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید