minden

[ایالات متحده]/ˈmɪndən/
[بریتانیا]/ˈmɪndən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میدن (شهر در آلمان؛ یک نام خانوادگی)
شکل‌های واژه
جمعmindens

جملات نمونه

everything in the house was destroyed by the fire.

همه چیز در خانه توسط آتش نابود شد.

i have done everything possible to solve this problem.

من همه چیز ممکن را برای حل این مشکل انجام داده‌ام.

he seemed to know everything about the secret plan.

وی به نظر می‌رسد که همه چیز درباره‌ی برنامه‌ی سری را می‌داند.

we checked everything before leaving the hotel room.

ما قبل از ترک اتاق هتل همه چیز را بررسی کردیم.

thank you for everything you have done for our family.

ممنون که برای خانواده‌ی ما همه چیز را انجام دادی.

she means everything to me and i love her deeply.

او برای من همه چیز است و من او را عاشقانه دوست دارم.

the manager wants everything organized by tomorrow morning.

مدیر می‌خواهد همه چیز تا صبح فردا سازماندهی شود.

is everything ready for the annual company meeting?

آیا همه چیز برای جلسه‌ی سالانه‌ی شرکت آماده است؟

money isn't everything, but it is certainly important.

پول همه چیز نیست، اما به طور قطع مهم است.

don't worry, everything will work out in the end.

نگران نباش، در نهایت همه چیز خوب خواهد شد.

the internet has changed almost everything in our daily lives.

اینترنت تقریباً همه چیز در زندگی روزمره‌ی ما را تغییر داده است.

i would give up everything just to see you happy.

من می‌توانم همه چیز را ترک کنم فقط برای اینکه ببینم تو خوشحال هستی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید