miniaturizer

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪtʃəraɪzə/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪtʃərˌaɪzər/

ترجمه

vt. چیزی را کوچک‌تر یا مینیاتوری کردن؛ تبدیل به نسخه‌ای کوچک‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

miniaturizer technology

فناوری کوچک‌سازی

advanced miniaturizer

کوچک‌ساز پیشرفته

miniaturizer device

دستگاه کوچک‌ساز

portable miniaturizer

کوچک‌ساز قابل حمل

miniaturizer application

کاربرد کوچک‌ساز

miniaturizer design

طراحی کوچک‌ساز

miniaturizer prototype

نمونه اولیه کوچک‌ساز

miniaturizer innovation

نوآوری کوچک‌ساز

digital miniaturizer

کوچک‌ساز دیجیتال

miniaturizer market

بازار کوچک‌ساز

جملات نمونه

the miniaturizer can reduce the size of large devices.

دستگاه‌های بزرگ را می‌توان با استفاده از کوچک‌کننده، کوچک کرد.

using a miniaturizer, we can create portable gadgets.

با استفاده از کوچک‌کننده، می‌توان گجت‌های قابل حمل ایجاد کرد.

the scientist developed a new type of miniaturizer.

دانشمند یک نوع جدید کوچک‌کننده توسعه داد.

miniaturizers are essential in modern technology.

کوچک‌کننده‌ها در فناوری مدرن ضروری هستند.

she used a miniaturizer to fit the components into the device.

او از یک کوچک‌کننده برای قرار دادن قطعات در دستگاه استفاده کرد.

the miniaturizer works by compressing the material.

کوچک‌کننده با فشرده‌سازی مواد کار می‌کند.

engineers are experimenting with a new miniaturizer prototype.

مهندسان در حال آزمایش یک نمونه اولیه کوچک‌کننده جدید هستند.

miniaturizers can enhance the efficiency of electronic devices.

کوچک‌کننده‌ها می‌توانند کارایی دستگاه‌های الکترونیکی را افزایش دهند.

the latest miniaturizer technology is quite impressive.

فناوری کوچک‌کننده جدید کاملاً چشمگیر است.

with a miniaturizer, we can innovate in various fields.

با استفاده از یک کوچک‌کننده، می‌توانیم در زمینه‌های مختلف نوآوری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید