| جمع | enlargers |
photographic enlarger
بزرگنماي عکاسي
image enlarger
بزرگنماي تصوير
digital enlarger
بزرگنماي ديجيتال
They used an enlarger to make the photograph bigger.
آنها از دستگاه بزرگنمایی برای بزرگتر کردن عکس استفاده کردند.
The enlarger in the darkroom was broken, so they couldn't print any photos.
دستگاه بزرگنمایی در اتاق تاریک خراب بود، بنابراین نتوانستند هیچ عکسی را چاپ کنند.
She adjusted the settings on the enlarger to get the perfect image.
او تنظیمات دستگاه بزرگنمایی را برای گرفتن تصویر کامل تنظیم کرد.
The photographer needed a new enlarger for his studio.
عکاس به یک دستگاه بزرگنمایی جدید برای استودیو خود نیاز داشت.
The enlarger was essential for producing high-quality prints.
دستگاه بزرگنمایی برای تولید چاپهای با کیفیت بالا ضروری بود.
He spent hours in the darkroom using the enlarger to develop his photos.
او ساعتها در اتاق تاریک از دستگاه بزرگنمایی برای ظهور عکسهای خود استفاده کرد.
The enlarger was a key tool in the photography process.
دستگاه بزرگنمایی یک ابزار کلیدی در فرآیند عکاسی بود.
The enlarger allowed them to create detailed enlargements of the images.
دستگاه بزرگنمایی به آنها اجازه داد تا بزرگنماییهای دقیقی از تصاویر ایجاد کنند.
She carefully cleaned the enlarger lens to ensure clear prints.
او لنز دستگاه بزرگنمایی را با دقت تمیز کرد تا چاپهای واضحی حاصل شود.
The enlarger was used to project the image onto photosensitive paper.
از دستگاه بزرگنمایی برای تاباندن تصویر روی کاغذ حساس به نور استفاده میشد.
photographic enlarger
بزرگنماي عکاسي
image enlarger
بزرگنماي تصوير
digital enlarger
بزرگنماي ديجيتال
They used an enlarger to make the photograph bigger.
آنها از دستگاه بزرگنمایی برای بزرگتر کردن عکس استفاده کردند.
The enlarger in the darkroom was broken, so they couldn't print any photos.
دستگاه بزرگنمایی در اتاق تاریک خراب بود، بنابراین نتوانستند هیچ عکسی را چاپ کنند.
She adjusted the settings on the enlarger to get the perfect image.
او تنظیمات دستگاه بزرگنمایی را برای گرفتن تصویر کامل تنظیم کرد.
The photographer needed a new enlarger for his studio.
عکاس به یک دستگاه بزرگنمایی جدید برای استودیو خود نیاز داشت.
The enlarger was essential for producing high-quality prints.
دستگاه بزرگنمایی برای تولید چاپهای با کیفیت بالا ضروری بود.
He spent hours in the darkroom using the enlarger to develop his photos.
او ساعتها در اتاق تاریک از دستگاه بزرگنمایی برای ظهور عکسهای خود استفاده کرد.
The enlarger was a key tool in the photography process.
دستگاه بزرگنمایی یک ابزار کلیدی در فرآیند عکاسی بود.
The enlarger allowed them to create detailed enlargements of the images.
دستگاه بزرگنمایی به آنها اجازه داد تا بزرگنماییهای دقیقی از تصاویر ایجاد کنند.
She carefully cleaned the enlarger lens to ensure clear prints.
او لنز دستگاه بزرگنمایی را با دقت تمیز کرد تا چاپهای واضحی حاصل شود.
The enlarger was used to project the image onto photosensitive paper.
از دستگاه بزرگنمایی برای تاباندن تصویر روی کاغذ حساس به نور استفاده میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید