minority

[ایالات متحده]/maɪˈnɒrəti/
[بریتانیا]/maɪˈnɔːrəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه قومی که کمتر از نیمی از جمعیت را تشکیل می‌دهد؛ گروهی که تعداد کمتری دارد؛ افرادی که هنوز بزرگسال قانونی نیستند
adj. مربوط به یک گروه کوچک‌تر؛ متعلق به یک گروه کوچک‌تر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ethnic minority

اقلیت قومی

minority rights

حقوق اقلیت‌ها

minority language

زبان اقلیت

minority representation

نمایندگی اقلیت

minority population

جمعیت اقلیت

minority nationality

تابعیت اقلیت

national minority

اقلیت ملی

minority group

گروه اقلیت

minority shareholder

سهامدار اقلیت

minority leader

رهبر اقلیت

minority carrier

حامل اقلیت

ethnic minority group

گروه اقلیت قومی

minority share

سهام اقلیت

جملات نمونه

the minority vote; minority political concerns.

رای اقلیت؛ نگرانی‌های سیاسی اقلیت

The minority is subordinate to the majority.

اقلیت در برابر اکثریت تابع است.

I'm in a minority of one.

من تنها در اقلیت هستم.

Men are in the minority in this profession.

مردان در این حرفه در اقلیت هستند.

The minority should submit to the majority.

اقلیت باید در برابر اکثریت تسلیم شود.

the view of a small but vociferous minority

دیدگاه یک اقلیت کوچک اما پر سر و صدا

there is a total information blackout on minority interests.

در مورد منافع اقلیت‌ها، یک خاموشی اطلاعاتی کامل وجود دارد.

the minority of drivers who persist in drinking.

اقلیت رانندگانی که اصرار دارند به نوشیدن ادامه دهند.

helping minority women to economic equality.

کمک به زنان اقلیت برای رسیدن به برابری اقتصادی.

A minority of children are sexually active before they are in their teens.

گروهی از کودکان قبل از رسیدن به سن نوجوانی از نظر جنسی فعال هستند.

the rights of minorities would be high on the agenda at the conference.

حقوق اقلیت‌ها در اولویت دستور کار کنفرانس قرار خواهد داشت.

the minority groups were completely disillusioned with the party.

گروه‌های اقلیت کاملاً از حزب ناامید شده بودند.

only a minority of people exist on unemployment benefit alone.

فقط گروهی از مردم فقط از مزایای بیکاری امرار معاش می‌کنند.

a blocking minority of 23 votes.

یک اکثریت محدود کننده با 23 رای.

They work hard in reduce the discrimination and conflict of the minority, phyle and religion.

آنها سخت تلاش می کنند تا تبعیض و مناقشه با اقلیت، قوم و مذهب را کاهش دهند.

colleges recruiting minority students.

دانشگاه‌ها در حال جذب دانشجویان اقلیت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید