minutely

[ایالات متحده]/maɪ'njuːtlɪ/
[بریتانیا]/maɪˈnutli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور دقیق; بسیار دقیقاً

عبارات و ترکیب‌ها

examined minutely

بررسی دقیق

جملات نمونه

She examined the documents minutely.

او مدارک را با دقت بررسی کرد.

The detective scrutinized the crime scene minutely.

مامور پلیس صحنه جرم را با دقت بررسی کرد.

He studied the map minutely before setting off on the hike.

او قبل از شروع پیاده‌روی، نقشه را با دقت مطالعه کرد.

The scientist observed the specimen minutely under the microscope.

دانشمند نمونه را با دقت زیر میکروسکوپ مشاهده کرد.

The artist painted each detail of the portrait minutely.

هنرمند هر جزئیات پرتره را با دقت نقاشی کرد.

The teacher explained the concept minutely to the students.

معلم مفهوم را با دقت برای دانش آموزان توضیح داد.

The architect designed the building minutely to ensure every aspect was perfect.

معمار ساختمان را با دقت طراحی کرد تا اطمینان حاصل شود که همه جنبه ها عالی هستند.

She analyzed the data minutely to draw accurate conclusions.

او داده ها را با دقت تجزیه و تحلیل کرد تا به نتیجه گیری های دقیق برسد.

The chef seasoned the dish minutely to achieve the perfect flavor.

آشپز غذا را با دقت مزه‌دار کرد تا طعم عالی به دست آورد.

The historian examined the ancient artifacts minutely to uncover their secrets.

باستان‌شناس مصنوعات باستانی را با دقت بررسی کرد تا رازهای آنها را کشف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید