coarsely ground
به صورت درشت آسیاب شده
coarsely chopped
به صورت درشت خرد شده
coarsely grated
به صورت درشت رنده شده
coarsely textured
دارای بافت درشت
coarsely crushed
به صورت درشت خرد شده
the surface is coarsely pustulate.
سطح به صورت ناهموار و با برآمدگی بود.
The grain was coarsely milled .
دانه ها به صورت درشت آسیاب شده بودند.
The chef coarsely chopped the vegetables for the stir-fry.
سرآشپز سبزیجات را به صورت درشت برای سرخ کردن خرد کرد.
She coarsely criticized his work without offering any constructive feedback.
او بدون ارائه هیچ بازخورد سازنده، به طور بی ادبانه از کار او انتقاد کرد.
The fabric felt coarsely woven and rough against her skin.
پارچه بافته شده و زبر به صورت درشت بود و در برابر پوست او حس ناخوشایندی ایجاد می کرد.
He coarsely joked about her appearance, causing her to feel self-conscious.
او به طور بی ادبانه در مورد ظاهر او شوخی کرد و باعث شد او احساس ناامنی کند.
The old book had coarsely yellowed pages from years of exposure to sunlight.
صفحات کتاب قدیمی به دلیل سال ها قرار گرفتن در معرض نور خورشید به صورت درشت زرد شده بودند.
The carpenter coarsely sanded the rough edges of the wooden table.
نجار لبه های زبر میز چوبی را به صورت درشت سنباده زد.
She spoke coarsely, using harsh language that made others uncomfortable.
او به طور بی ادبانه صحبت کرد و از زبانی تند و زننده استفاده کرد که باعث ناراحتی دیگران شد.
The coarsely ground coffee beans produced a strong and robust flavor.
دانههای قهوه به صورت درشت آسیاب شده، طعم قوی و خوشایندی تولید کردند.
He coarsely brushed off her concerns, dismissing them as unimportant.
او نگرانی های او را به طور بی ادبانه نادیده گرفت و آنها را بیاهمیت تلقی کرد.
The coarsely textured wallpaper added a rustic charm to the room.
کاغذ دیواری با بافت درشت، جذابیت روستایی به اتاق اضافه کرد.
coarsely ground
به صورت درشت آسیاب شده
coarsely chopped
به صورت درشت خرد شده
coarsely grated
به صورت درشت رنده شده
coarsely textured
دارای بافت درشت
coarsely crushed
به صورت درشت خرد شده
the surface is coarsely pustulate.
سطح به صورت ناهموار و با برآمدگی بود.
The grain was coarsely milled .
دانه ها به صورت درشت آسیاب شده بودند.
The chef coarsely chopped the vegetables for the stir-fry.
سرآشپز سبزیجات را به صورت درشت برای سرخ کردن خرد کرد.
She coarsely criticized his work without offering any constructive feedback.
او بدون ارائه هیچ بازخورد سازنده، به طور بی ادبانه از کار او انتقاد کرد.
The fabric felt coarsely woven and rough against her skin.
پارچه بافته شده و زبر به صورت درشت بود و در برابر پوست او حس ناخوشایندی ایجاد می کرد.
He coarsely joked about her appearance, causing her to feel self-conscious.
او به طور بی ادبانه در مورد ظاهر او شوخی کرد و باعث شد او احساس ناامنی کند.
The old book had coarsely yellowed pages from years of exposure to sunlight.
صفحات کتاب قدیمی به دلیل سال ها قرار گرفتن در معرض نور خورشید به صورت درشت زرد شده بودند.
The carpenter coarsely sanded the rough edges of the wooden table.
نجار لبه های زبر میز چوبی را به صورت درشت سنباده زد.
She spoke coarsely, using harsh language that made others uncomfortable.
او به طور بی ادبانه صحبت کرد و از زبانی تند و زننده استفاده کرد که باعث ناراحتی دیگران شد.
The coarsely ground coffee beans produced a strong and robust flavor.
دانههای قهوه به صورت درشت آسیاب شده، طعم قوی و خوشایندی تولید کردند.
He coarsely brushed off her concerns, dismissing them as unimportant.
او نگرانی های او را به طور بی ادبانه نادیده گرفت و آنها را بیاهمیت تلقی کرد.
The coarsely textured wallpaper added a rustic charm to the room.
کاغذ دیواری با بافت درشت، جذابیت روستایی به اتاق اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید