misadjustment

[ایالات متحده]/ˌmɪsədʒʌstˈmɛnt/
[بریتانیا]/ˌmɪsədʒʌstˈmənt/

ترجمه

n. عمل تنظیم چیزی به طور نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

misadjustment issue

مشکل تنظیم مجدد

misadjustment error

خطای تنظیم مجدد

misadjustment problem

مشکل تنظیم مجدد

misadjustment detection

تشخیص تنظیم مجدد

misadjustment correction

اصلاح تنظیم مجدد

misadjustment analysis

تجزیه و تحلیل تنظیم مجدد

misadjustment report

گزارش تنظیم مجدد

misadjustment assessment

ارزیابی تنظیم مجدد

misadjustment review

بررسی تنظیم مجدد

misadjustment adjustment

تنظیم مجدد

جملات نمونه

the misadjustment of the equipment caused significant delays.

عدم تنظیم تجهیزات منجر به تاخیرهای قابل توجهی شد.

we need to address the misadjustment in the calibration settings.

ما باید مشکل عدم تنظیم در تنظیمات کالیبراسیون را برطرف کنیم.

her misadjustment of the parameters affected the results.

عدم تنظیم پارامترها توسط او بر نتایج تأثیر گذاشت.

the misadjustment in the system led to a loss of data.

عدم تنظیم در سیستم منجر به از دست رفتن داده ها شد.

he discovered a misadjustment in the machine that needed fixing.

او یک مشکل عدم تنظیم در دستگاه کشف کرد که نیاز به تعمیر داشت.

misadjustment of the controls can lead to safety hazards.

عدم تنظیم کنترل ها می تواند منجر به خطرات ایمنی شود.

they reported a misadjustment in the software settings.

آنها گزارش کردند که مشکلی در تنظیمات نرم افزار وجود دارد.

after the misadjustment was fixed, everything worked smoothly.

پس از رفع مشکل عدم تنظیم، همه چیز به خوبی کار کرد.

the technician identified the misadjustment during the inspection.

تکنسین مشکل عدم تنظیم را در حین بازرسی شناسایی کرد.

preventing misadjustment is crucial for optimal performance.

جلوگیری از عدم تنظیم برای عملکرد بهینه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید