misgiving

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈɡɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈɡɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شک، نگرانی، ترس
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep misgivings

نگرانی‌های عمیق

express misgivings

ابراز نگرانی

have misgivings about

نگرانی در مورد داشتن

serious misgivings

نگرانی‌های جدی

جملات نمونه

The misgivings were dispelled.

نگرانی‌ها برطرف شدند.

we have misgivings about the way the campaign is being run.

ما در مورد نحوه پیشبرد کمپین نگرانی‌هایی داریم.

I had some momentary misgivings that were quickly resolved.

من نگرانی‌های لحظه‌ای داشتم که به سرعت برطرف شدند.

4.C3 Misgiving of inoculability and C6(Nobody bringing to inoculate with child)are main negative factors to DPT inoculability;

C3 نگرانی در مورد عدم توانایی واکسیناسیون و C6 (کسی برای واکسیناسیون با کودک نمی‌آورد) عوامل منفی اصلی برای عدم توانایی واکسیناسیون DPT هستند;

C3 Misgiving of inoculability and C6(Nobody bringing to inoculate with child)are main negative factors to DPT inoculability;

C3 نگرانی در مورد عدم توانایی واکسیناسیون و C6 (کسی برای واکسیناسیون با کودک نمی‌آورد) عوامل منفی اصلی برای عدم توانایی واکسیناسیون DPT هستند;

I had a misgiving about his ability to lead the team.

من در مورد توانایی او در رهبری تیم نگران بودم.

She couldn't shake off her misgivings about the project.

او نمی‌توانست نگرانی‌های خود را در مورد پروژه کنار بگذارد.

His misgivings turned out to be justified.

نگرانی‌های او در نهایت موجه شدند.

Despite her misgivings, she decided to go ahead with the plan.

با وجود نگرانی‌هایش، تصمیم گرفت طرح را پیش ببرد.

The misgiving in his voice was evident.

نگرانی در صدای او آشکار بود.

I can't ignore this nagging misgiving in the back of my mind.

نمی‌توانم این نگرانی آزاردهنده در ذهن خود را نادیده بگیرم.

Their misgivings about the new policy were shared by many employees.

نگرانی‌های آنها در مورد سیاست جدید توسط بسیاری از کارمندان به اشتراک گذاشته شد.

She had a sense of misgiving as she entered the dark alley.

با ورود به کوچه تاریک، احساس نگرانی کرد.

His misgivings proved to be unfounded in the end.

در نهایت نگرانی‌های او بی‌اساس بودند.

The misgiving in her eyes was unmistakable.

نگرانی در چشمان او غیرقابل انکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید