misgivings

[ایالات متحده]/mɪsˈɡɪvɪŋz/
[بریتانیا]/mɪsˈɡɪvɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات تردید یا نگرانی؛ ترس‌ها یا هراس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

misgivings about

نگرانی در مورد

misgivings regarding

نگرانی در مورد

express misgivings

ابراز نگرانی

have misgivings

نگران بودن

misgivings arise

نگرانی ایجاد می شود

share misgivings

نگرانی را با دیگران در میان گذاشتن

misgivings linger

نگرانی ها ادامه دارند

overcome misgivings

غلب بر نگرانی ها شدن

misgivings expressed

ابراز نگرانی

misgivings remain

نگرانی ها باقی می مانند

جملات نمونه

she expressed her misgivings about the project.

او نگرانی‌های خود را در مورد پروژه بیان کرد.

despite his misgivings, he decided to invest in the startup.

با وجود نگرانی‌هایش، تصمیم گرفت در استارت‌آپ سرمایه‌گذاری کند.

her misgivings were valid, as the plan failed.

نگرانی‌های او موجه بود، زیرا طرح شکست خورد.

he tried to reassure her, but her misgivings remained.

او سعی کرد او را آرام کند، اما نگرانی‌های او باقی ماند.

the team shared their misgivings during the meeting.

تیم نگرانی‌های خود را در طول جلسه به اشتراک گذاشت.

she had misgivings about moving to a new city.

او در مورد نقل مکان به یک شهر جدید نگرانی داشت.

his misgivings about the decision were clear.

نگرانی‌های او در مورد تصمیم آشکار بود.

they addressed their misgivings before proceeding.

آنها قبل از ادامه دادن به نگرانی‌های خود رسیدگی کردند.

her misgivings led her to seek more information.

نگرانی‌های او باعث شد او به دنبال اطلاعات بیشتر بگردد.

he had misgivings about the safety of the product.

او در مورد ایمنی محصول نگرانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید