mispronounced name
نام اشتباه تلفظ شده
mispronounced word
کلمه اشتباه تلفظ شده
mispronounced term
اصطلاح اشتباه تلفظ شده
mispronounced place
محل اشتباه تلفظ شده
mispronounced title
عنوان اشتباه تلفظ شده
mispronounced phrase
عبارت اشتباه تلفظ شده
mispronounced letter
حرف اشتباه تلفظ شده
mispronounced sentence
جمله اشتباه تلفظ شده
mispronounced accent
لهجه اشتباه تلفظ شده
mispronounced language
زبان اشتباه تلفظ شده
he often mispronounced difficult words in class.
او اغلب کلمات دشوار را در کلاس به اشتباه تلفظ میکرد.
she mispronounced my name during the introduction.
او اسم من را در هنگام معرفی به اشتباه تلفظ کرد.
many students mispronounced the vocabulary in the exam.
بسیاری از دانشآموزان واژگان را در امتحان به اشتباه تلفظ کردند.
he realized he had mispronounced the city name for years.
او متوجه شد که سالهاست نام شهر را به اشتباه تلفظ کرده است.
the teacher corrected the students when they mispronounced words.
وقتی دانشآموزان کلمات را به اشتباه تلفظ میکردند، معلم آنها را تصحیح میکرد.
he often mispronounced technical terms in his presentations.
او اغلب اصطلاحات فنی را در ارائه های خود به اشتباه تلفظ میکرد.
she was frustrated by how often she mispronounced foreign names.
او از اینکه چند وقت بود اسمهای خارجی را به اشتباه تلفظ میکرد، ناامید شده بود.
mispronounced words can lead to misunderstandings.
کلمات به اشتباه تلفظ شده میتوانند منجر به سوء تفاهم شوند.
he tried to practice but still mispronounced some phrases.
او سعی کرد تمرین کند، اما هنوز هم برخی از عبارات را به اشتباه تلفظ میکرد.
mispronounced name
نام اشتباه تلفظ شده
mispronounced word
کلمه اشتباه تلفظ شده
mispronounced term
اصطلاح اشتباه تلفظ شده
mispronounced place
محل اشتباه تلفظ شده
mispronounced title
عنوان اشتباه تلفظ شده
mispronounced phrase
عبارت اشتباه تلفظ شده
mispronounced letter
حرف اشتباه تلفظ شده
mispronounced sentence
جمله اشتباه تلفظ شده
mispronounced accent
لهجه اشتباه تلفظ شده
mispronounced language
زبان اشتباه تلفظ شده
he often mispronounced difficult words in class.
او اغلب کلمات دشوار را در کلاس به اشتباه تلفظ میکرد.
she mispronounced my name during the introduction.
او اسم من را در هنگام معرفی به اشتباه تلفظ کرد.
many students mispronounced the vocabulary in the exam.
بسیاری از دانشآموزان واژگان را در امتحان به اشتباه تلفظ کردند.
he realized he had mispronounced the city name for years.
او متوجه شد که سالهاست نام شهر را به اشتباه تلفظ کرده است.
the teacher corrected the students when they mispronounced words.
وقتی دانشآموزان کلمات را به اشتباه تلفظ میکردند، معلم آنها را تصحیح میکرد.
he often mispronounced technical terms in his presentations.
او اغلب اصطلاحات فنی را در ارائه های خود به اشتباه تلفظ میکرد.
she was frustrated by how often she mispronounced foreign names.
او از اینکه چند وقت بود اسمهای خارجی را به اشتباه تلفظ میکرد، ناامید شده بود.
mispronounced words can lead to misunderstandings.
کلمات به اشتباه تلفظ شده میتوانند منجر به سوء تفاهم شوند.
he tried to practice but still mispronounced some phrases.
او سعی کرد تمرین کند، اما هنوز هم برخی از عبارات را به اشتباه تلفظ میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید