mispronounced

[ایالات متحده]/ˌmɪsprəˈnaʊnst/
[بریتانیا]/ˌmɪsprəˈnaʊnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک کلمه را نادرست تلفظ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mispronounced name

نام اشتباه تلفظ شده

mispronounced word

کلمه اشتباه تلفظ شده

mispronounced term

اصطلاح اشتباه تلفظ شده

mispronounced place

محل اشتباه تلفظ شده

mispronounced title

عنوان اشتباه تلفظ شده

mispronounced phrase

عبارت اشتباه تلفظ شده

mispronounced letter

حرف اشتباه تلفظ شده

mispronounced sentence

جمله اشتباه تلفظ شده

mispronounced accent

لهجه اشتباه تلفظ شده

mispronounced language

زبان اشتباه تلفظ شده

جملات نمونه

he often mispronounced difficult words in class.

او اغلب کلمات دشوار را در کلاس به اشتباه تلفظ می‌کرد.

she mispronounced my name during the introduction.

او اسم من را در هنگام معرفی به اشتباه تلفظ کرد.

many students mispronounced the vocabulary in the exam.

بسیاری از دانش‌آموزان واژگان را در امتحان به اشتباه تلفظ کردند.

he realized he had mispronounced the city name for years.

او متوجه شد که سال‌هاست نام شهر را به اشتباه تلفظ کرده است.

the teacher corrected the students when they mispronounced words.

وقتی دانش‌آموزان کلمات را به اشتباه تلفظ می‌کردند، معلم آن‌ها را تصحیح می‌کرد.

he often mispronounced technical terms in his presentations.

او اغلب اصطلاحات فنی را در ارائه های خود به اشتباه تلفظ می‌کرد.

she was frustrated by how often she mispronounced foreign names.

او از اینکه چند وقت بود اسم‌های خارجی را به اشتباه تلفظ می‌کرد، ناامید شده بود.

mispronounced words can lead to misunderstandings.

کلمات به اشتباه تلفظ شده می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

he tried to practice but still mispronounced some phrases.

او سعی کرد تمرین کند، اما هنوز هم برخی از عبارات را به اشتباه تلفظ می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید