monkshood

[ایالات متحده]/ˈmʌŋks.hʊd/
[بریتانیا]/ˈmʌŋksˌhʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه سمی از جنس Aconitum، که به عنوان زهر عقرب نیز شناخته می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

deadly monkshood

monkshood کشنده

monkshood plant

گیاه مشکود

monkshood flower

گل مشکود

monkshood extract

عصاره مشکود

monkshood poison

سم مشکود

monkshood toxicity

سمیت مشکود

monkshood species

گونه‌های مشکود

monkshood garden

باغ مشکود

monkshood habitat

زیستگاه مشکود

monkshood cultivation

کشت مشکود

جملات نمونه

monkshood is known for its beautiful purple flowers.

گل‌های بنف زیبا، گیاه monkshood را شناخته شده کرده است.

be careful when handling monkshood, as it is toxic.

هنگام دست زدن به monkshood مراقب باشید، زیرا سمی است.

many gardeners appreciate monkshood for its elegance.

بسیاری از باغبانان از monkshood به دلیل ظرافت آن قدردانی می‌کنند.

in folklore, monkshood is often associated with protection.

در فولکلور، monkshood اغلب با محافظت همراه است.

monkshood can thrive in shady areas of the garden.

monkshood می‌تواند در مناطق سایه‌دار باغ رشد کند.

some herbalists use monkshood in traditional medicine.

برخی از گیاه‌درمانان از monkshood در طب سنتی استفاده می‌کنند.

monkshood is often found in mountainous regions.

monkshood اغلب در مناطق کوهستانی یافت می‌شود.

children should be taught not to touch monkshood.

باید به کودکان آموزش داد که monkshood را لمس نکنند.

monkshood has a unique appearance that attracts pollinators.

monkshood دارای ظاهری منحصر به فرد است که pollinatorها را جذب می‌کند.

in some cultures, monkshood symbolizes death and rebirth.

در برخی فرهنگ‌ها، monkshood نماد مرگ و تولد دوباره است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید