monocentrism

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊˈsɛntrɪzəm/
[بریتانیا]/ˌmɑːnoʊˈsɛntrɪzəm/

ترجمه

n. باور به یک نقطه مرکزی یا تمرکز واحد

عبارات و ترکیب‌ها

cultural monocentrism

یکپارچگی فرهنگی

economic monocentrism

یکپارچگی اقتصادی

political monocentrism

یکپارچگی سیاسی

monocentrism critique

انتقاد از یکدستی

monocentrism theory

تئوری یکدستی

monocentrism debate

بحث در مورد یکدستی

monocentrism perspective

دیدگاه یکدستی

monocentrism model

مدل یکدستی

monocentrism approach

رویکرد یکدستی

monocentrism issue

مشکل یکدستی

جملات نمونه

monocentrism can limit our understanding of diverse cultures.

یکپارچه‌گرایی می‌تواند محدودیت‌هایی در درک ما از فرهنگ‌های متنوع ایجاد کند.

the concept of monocentrism is often debated in academic circles.

مفهوم یکپارچه‌گرایی اغلب در محافل علمی مورد بحث قرار می‌گیرد.

critics argue that monocentrism can lead to cultural imperialism.

منتقدان استدلال می‌کنند که یکپارچه‌گرایی می‌تواند منجر به امپریالیسم فرهنگی شود.

monocentrism may overlook the value of local knowledge.

یکپارچه‌گرایی ممکن است ارزش دانش محلی را نادیده بگیرد.

educational systems should move away from monocentrism.

سیستم‌های آموزشی باید از یکپارچه‌گرایی دور شوند.

monocentrism can create barriers to global collaboration.

یکپارچه‌گرایی می‌تواند موانعی برای همکاری جهانی ایجاد کند.

understanding monocentrism is crucial for sociological studies.

درک یکپارچه‌گرایی برای مطالعات جامعه‌شناختی بسیار مهم است.

monocentrism often simplifies complex social dynamics.

یکپارچه‌گرایی اغلب پویایی‌های اجتماعی پیچیده را ساده می‌کند.

the rise of monocentrism challenges pluralistic ideologies.

ظهور یکپارچه‌گرایی ایدئولوژی‌های چندگانه را به چالش می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید