monocles

[ایالات متحده]/ˈmɒnəklz/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəklz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لنزهای تکی برای یک چشم

عبارات و ترکیب‌ها

fancy monocles

مونوکل‌های شیک

round monocles

مونوکل‌های گرد

gold monocles

مونوکل‌های طلایی

vintage monocles

مونوکل‌های قدیمی

fashion monocles

مونوکل‌های مد روز

luxury monocles

مونوکل‌های لوکس

decorative monocles

مونوکل‌های تزئینی

stylish monocles

مونوکل‌های شیک

classic monocles

مونوکل‌های کلاسیک

tinted monocles

مونوکل‌های رنگی

جملات نمونه

he wore monocles to give himself a distinguished look.

او برای داشتن ظاهری متمایز از عینک‌های تک‌چشمی استفاده می‌کرد.

monocles were popular among aristocrats in the 19th century.

در قرن نوزدهم، عینک‌های تک‌چشمی در بین اشراف محبوب بودند.

she adjusted her monocles before reading the fine print.

او قبل از خواندن حروف ریز، عینک‌های تک‌چشمی خود را تنظیم کرد.

his monocles slipped down his nose during the lecture.

در طول سخنرانی، عینک‌های تک‌چشمی او از روی بینی‌اش لیز خورد.

monocles can be a stylish accessory for vintage outfits.

عینک‌های تک‌چشمی می‌توانند یک لوازم جانبی شیک برای لباس‌های قدیمی باشند.

she collected antique monocles from various eras.

او عینک‌های تک‌چشمی قدیمی از دوران مختلف جمع‌آوری کرد.

wearing monocles can be an expression of personal style.

استفاده از عینک‌های تک‌چشمی می‌تواند بیان سبک شخصی باشد.

he often polished his monocles to keep them clear.

او اغلب عینک‌های تک‌چشمی خود را برای حفظ شفافیت آن‌ها تمیز می‌کرد.

monocles are sometimes associated with detectives in films.

عینک‌های تک‌چشمی گاهی اوقات با کارآگاهان در فیلم‌ها مرتبط هستند.

she found a pair of vintage monocles at the flea market.

او یک جفت عینک‌های تک‌چشمی قدیمی را در بازار دست دوم پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید