monocolor

[ایالات متحده]/ˈmɒnəʊˌkʌlə/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəˌkʌlər/

ترجمه

n. رنگی که یکنواخت و یگانه است

عبارات و ترکیب‌ها

monocolor design

طرح تک‌رنگ

monocolor scheme

طرح‌بندی تک‌رنگ

monocolor palette

پالت تک‌رنگ

monocolor pattern

الگوی تک‌رنگ

monocolor style

سبک تک‌رنگ

monocolor theme

تم تک‌رنگ

monocolor artwork

اثر هنری تک‌رنگ

monocolor outfit

لباس تک‌رنگ

monocolor effect

اثر تک‌رنگ

monocolor trend

روند تک‌رنگ

جملات نمونه

the dress was designed in a monocolor scheme.

طرح لباس به صورت تک رنگ طراحی شده بود.

he prefers monocolor paintings over colorful ones.

او نقاشی های تک رنگ را به نقاشی های رنگارنگ ترجیح می دهد.

monocolor outfits can be very stylish.

لباس های تک رنگ می توانند بسیار شیک باشند.

the logo was created in a simple monocolor format.

لوگو با یک قالب ساده تک رنگ ایجاد شد.

she painted the walls in a calming monocolor shade.

او دیوارها را با یک سایه آرامش بخش تک رنگ رنگ کرد.

monocolor designs are often easier to match.

طرح های تک رنگ اغلب راحت تر تطبیق داده می شوند.

the artist showcased a series of monocolor sculptures.

هنرمند مجموعه ای از مجسمه های تک رنگ را به نمایش گذاشت.

monocolor themes can create a cohesive look.

موضوعات تک رنگ می توانند ظاهری منسجم ایجاد کنند.

he chose a monocolor palette for his photography.

او یک پالت تک رنگ برای عکاسی خود انتخاب کرد.

monocolor fashion trends are making a comeback.

ترندهای مد تک رنگ در حال بازگشت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید