monoglotism

[ایالات متحده]//mɒˈnɒɡ.lə.tɪz.əm//
[بریتانیا]//məˈnɑːɡ.lə.tɪz.əm//

ترجمه

n. وضعیت یا روش صحبت کردن یا استفاده از فقط یک زبان؛ یک زبان‌گویی؛ استفاده تک‌زبانی فرد یا جامعه، به ویژه در مقایسه با زبان‌آمیزی یا چندزبانی؛ حالت بودن یک زبان‌گو؛ توانایی محدود به یک زبان

عبارات و ترکیب‌ها

cultural monoglotism

مونوگلوتیسم فرهنگی

linguistic monoglotism

مونوگلوتیسم زبانی

monoglotism persists

مونوگلوتیسم ادامه می‌یابد

monoglotism dominates

مونوگلوتیسم حکمفرما می‌شود

avoid monoglotism

از مونوگلوتیسم پرهیز کنید

reducing monoglotism

کاهش مونوگلوتیسم

monoglotism reduced

مونوگلوتیسم کاهش یافته است

monoglotisms spread

انتشار مونوگلوتیسم‌ها

monoglotism increasing

افزایش مونوگلوتیسم

challenging monoglotism

چالش مونوگلوتیسم

جملات نمونه

linguistic monoglotism remains prevalent in many english-speaking nations.

مونوگلوتیسم زبانی در بسیاری از کشورهای گویش انگلیسی هنوز پایدار است.

critics argue that institutional monoglotism limits cognitive development in students.

انتقادات می‌کنند که مونوگلوتیسم مؤسسه‌ای توسعه فکری دانش‌آموزان را محدود می‌کند.

the study explores the relationship between cultural isolation and monoglotism.

این مطالعه رابطه بین انزوا فرهنگی و مونوگلوتیسم را بررسی می‌کند.

historically, monoglotism was enforced to ensure national unity.

تاریخی، مونوگلوتیسم برای تضمین وحدت ملی اجباری شد.

rising monoglotism in younger generations worries language preservation experts.

افزایش مونوگلوتیسم در نسل جوان دانشمندان حفظ زبان را نگران می‌کند.

the report highlights the economic disadvantages of workplace monoglotism.

گزارش نواقص اقتصادی مونوگلوتیسم در محیط کار را تاکید می‌کند.

encouraging monoglotism is rarely seen as a progressive educational strategy.

تشویق مونوگلوتیسم به ندرت به استراتژی آموزشی پیشرو تلقی می‌شود.

geographic isolation often contributes to the persistence of monoglotism.

انزوا جغرافیایی اغلب به پایداری مونوگلوتیسم کمک می‌کند.

she challenged the monoglotism of the curriculum by introducing foreign literature.

او با معرفی ادبیات خارجی به مونوگلوتیسم برنامه درسی چالش پیش کشید.

social monoglotism can create barriers for immigrants seeking integration.

مونوگلوتیسم اجتماعی ممکن است موانعی برای مهاجرانی که به یکپارچگی دنبال می‌شوند ایجاد کند.

the decline of bilingualism implies a return to monoglotism.

کاهش دو زبان‌گویی به بازگشت به مونوگلوتیسم اشاره می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید