spot monopods
تک پایه
observing monopods
مشاهده تک پایه
rare monopods
تک پایه نادر
monopod walk
پیاده روی تک پایه
monopod species
گونه تک پایه
studying monopods
مطالعه تک پایه
monopod anatomy
解剖学 تک پایه
finding monopods
یافتن تک پایه
unique monopods
تک پایه منحصر به فرد
monopod movement
حرکت تک پایه
the photographer used monopods to stabilize the camera for a sharp image.
فotograf از مونوپود برای ثابت کردن دوربین و بدست آوردن یک عکس واضح استفاده کرد.
he carried a lightweight monopod for his wildlife photography trip.
او یک مونوپود سبک برای سفر عکاسی جانوری خود حمل کرد.
monopods are a good option for travel photography due to their portability.
مونوپودها به دلیل حمل و نقل آنها یک گزینه خوب برای عکاسی سفر هستند.
she practiced balancing her camera on monopods to improve her technique.
او تمریناتی برای تعادل دوربین روی مونوپودها انجام داد تا تکنیک خود را بهبود بخشد.
the monopod provided excellent support for long exposure shots.
مونوپود حمایت عالی برای عکس های زمانبندی طولانی فراهم کرد.
he adjusted the monopod's height to match the terrain.
او ارتفاع مونوپود را با زمینهای که داشت تنظیم کرد.
using monopods allowed for sharper images in low light conditions.
استفاده از مونوپودها به دست آوردن عکسهای واضحتر در شرایط نور کم امکانپذیر میشود.
the monopod's quick release plate made it easy to change lenses.
پلیت رها کردن سریع مونوپود باعث سهولت در تغییر لنز میشود.
she secured the monopod firmly to prevent camera shake.
او مونوپود را به طور محکمی ثابت کرد تا از لرزش دوربین جلوگیری شود.
he recommended a sturdy monopod for landscape photography.
او یک مونوپود محکم را برای عکاسی مناظر توصیه کرد.
the monopod's compact design made it easy to pack.
طراحی کمحجم مونوپود باعث میشود بستهبندی آن آسان باشد.
spot monopods
تک پایه
observing monopods
مشاهده تک پایه
rare monopods
تک پایه نادر
monopod walk
پیاده روی تک پایه
monopod species
گونه تک پایه
studying monopods
مطالعه تک پایه
monopod anatomy
解剖学 تک پایه
finding monopods
یافتن تک پایه
unique monopods
تک پایه منحصر به فرد
monopod movement
حرکت تک پایه
the photographer used monopods to stabilize the camera for a sharp image.
فotograf از مونوپود برای ثابت کردن دوربین و بدست آوردن یک عکس واضح استفاده کرد.
he carried a lightweight monopod for his wildlife photography trip.
او یک مونوپود سبک برای سفر عکاسی جانوری خود حمل کرد.
monopods are a good option for travel photography due to their portability.
مونوپودها به دلیل حمل و نقل آنها یک گزینه خوب برای عکاسی سفر هستند.
she practiced balancing her camera on monopods to improve her technique.
او تمریناتی برای تعادل دوربین روی مونوپودها انجام داد تا تکنیک خود را بهبود بخشد.
the monopod provided excellent support for long exposure shots.
مونوپود حمایت عالی برای عکس های زمانبندی طولانی فراهم کرد.
he adjusted the monopod's height to match the terrain.
او ارتفاع مونوپود را با زمینهای که داشت تنظیم کرد.
using monopods allowed for sharper images in low light conditions.
استفاده از مونوپودها به دست آوردن عکسهای واضحتر در شرایط نور کم امکانپذیر میشود.
the monopod's quick release plate made it easy to change lenses.
پلیت رها کردن سریع مونوپود باعث سهولت در تغییر لنز میشود.
she secured the monopod firmly to prevent camera shake.
او مونوپود را به طور محکمی ثابت کرد تا از لرزش دوربین جلوگیری شود.
he recommended a sturdy monopod for landscape photography.
او یک مونوپود محکم را برای عکاسی مناظر توصیه کرد.
the monopod's compact design made it easy to pack.
طراحی کمحجم مونوپود باعث میشود بستهبندی آن آسان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید