monopolistic

[ایالات متحده]/məˌnɒpəˈlɪstɪk/
[بریتانیا]/məˌnɑːpəˈlɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انحصاری، دارای کنترل یا مالکیت انحصاری، مربوط به یا مرتبط با انحصار.

عبارات و ترکیب‌ها

monopolistic market

بازار انحصارطلبانه

monopolistic behavior

رفتار انحصارطلبانه

monopolistic competition

رقابت انحصاری

جملات نمونه

In the section on monopolistic competition and efficiency, the text notes that monopolistic competition “supports a surplus of firms that mostly underutilize their capacity.”

در بخش رقابت انحصاری و کارایی، متن اشاره می‌کند که رقابت انحصاری «از مازاد شرکت‌هایی پشتیبانی می‌کند که بیشتر ظرفیت خود را به کار نمی‌گیرند».

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید