unrestricted

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˈstrɪktɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈstrɪktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون هیچ محدودیتی; غیرمحدود.

جملات نمونه

unrestricted access to both military bases.

دسترسی نامحدود به هر دو پایگاه نظامی.

We mustn’t attempt unrestricted expansion regardless if it is within our capacity.

ما نباید به گسترش نامحدود بدون توجه به اینکه آیا در توانایی ما است یا خیر، اقدام کنیم.

unrestricted access to information

دسترسی نامحدود به اطلاعات

unrestricted freedom of speech

آزادی بیان نامحدود

unrestricted movement of goods

حرکت آزاد کالا

unrestricted growth of the economy

رشد نامحدود اقتصاد

unrestricted use of resources

استفاده نامحدود از منابع

unrestricted travel to different countries

سفر بدون محدودیت به کشورهای مختلف

unrestricted development of technology

توسعه نامحدود فناوری

unrestricted flow of information

جریان آزاد اطلاعات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید