montage

[ایالات متحده]/mɒn'tɑːʒ/
[بریتانیا]/ˌmɑn'tɑʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مونتاژ - یک تکنیک ویرایش فیلم که مجموعه‌ای از شات‌ها را برای ایجاد یک کل یکپارچه ترکیب می‌کند.
Word Forms
جمعmontages

عبارات و ترکیب‌ها

film montage

مونتاژ فیلم

video montage

مونتاژ ویدئو

montage sequence

دنباله مونتاژ

create a montage

یک مونتاژ ایجاد کنید

montage editing

ویرایش مونتاژ

جملات نمونه

a montage of excerpts from the film.

یک مونتاژ از گزیده‌های فیلم.

a montage of voices on an audiotape.

مجموعه‌ای از صداها در یک نوار صوتی

create a montage of family photos

ایجاد یک مونتاژ از عکس‌های خانوادگی

watch a montage of movie clips

تماشای یک مونتاژ از صحنه‌های فیلم

compose a montage of travel memories

ساختن یک مونتاژ از خاطرات سفر

edit a montage of dance performances

ویرایش یک مونتاژ از اجراهای رقص

share a montage of nature scenes

اشتراک‌گذاری یک مونتاژ از مناظر طبیعی

film a montage of city landmarks

فیلمبرداری یک مونتاژ از نقاط دیدنی شهر

create a montage of inspirational quotes

ایجاد یک مونتاژ از نقل قول‌های الهام‌بخش

watch a montage of sports highlights

تماشای یک مونتاژ از نکات برجسته ورزشی

edit a montage of fashion runway clips

ویرایش یک مونتاژ از صحنه‌های نمایش مد

share a montage of food preparation steps

اشتراک‌گذاری یک مونتاژ از مراحل تهیه غذا

نمونه‌های واقعی

And so they pointed the weird wagon towards a colorful montage.

و آن‌ها واگن عجیب و غریب را به سمت یک مونتاژ رنگارنگ هدایت کردند.

منبع: Focus on the Oscars

We could probably put up a montage of wipeouts where guys get injured.

احتمالاً می‌توانیم یک مونتاژ از سقوط‌ها را نشان دهیم که در آن مردان دچار آسیب می‌شوند.

منبع: Connection Magazine

And then we see this montage of them practicing and practicing.

و سپس این مونتاژ را می‌بینیم که آن‌ها تمرین می‌کنند و تمرین می‌کنند.

منبع: Our Day This Season 1

A montage is made by putting together different items in interesting combinations.

مونتاژ با کنار هم قرار دادن اقلام مختلف در ترکیبات جالب ایجاد می‌شود.

منبع: 6 Minute English

He then presented Sculley with a montage of memorabilia from the year.

سپس او مجموعه‌ای از یادگاری‌های سال را به اسکل ارائه داد.

منبع: Steve Jobs Biography

Video montage.If there's gonna be live pictures and, like, video footage.

مونتاژ ویدئویی. اگر قرار باشد تصاویر زنده و مانند فیلم‌های ویدئویی وجود داشته باشد.

منبع: Wedding Battle Selection

Her photo montage reminded her of the people and places she loved outside of work.

مونتاژ عکس او را از افرادی و مکان‌هایی که خارج از محل کار دوست داشت، یادآوری می‌کرد.

منبع: 6 Minute English

They use bulldozers and explosives to blow up its walls. The video culminates in a montage of explosions.

آنها از بولدوزر و مواد منفجره برای منفجر کردن دیوارها استفاده می‌کنند. ویدئو در نهایت به یک مونتاژ از انفجارها می‌رسد.

منبع: BBC Listening Collection April 2015

She had created this sort of montage on this strip of paper and would roll it up daily.

او این نوع مونتاژ را روی این نوار کاغذ ایجاد کرده بود و روزانه آن را می‌پیچید.

منبع: 6 Minute English

We might need a research montage to figure this out.

شاید به یک مونتاژ تحقیقاتی برای کشف این موضوع نیاز داشته باشیم.

منبع: Q&A in progress.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید