medley

[ایالات متحده]/'medlɪ/
[بریتانیا]/'mɛdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیب; یک ترکیب; یک مخلوط
adj. مخلوط; ترکیب شده; متنوع
Word Forms
جمعmedleys

عبارات و ترکیب‌ها

medley of flavors

ترکیبی از طعم‌ها

musical medley

ترکیب موسیقی

medley of vegetables

ترکیبی از سبزیجات

medley of colors

ترکیبی از رنگ‌ها

medley of textures

ترکیبی از بافت‌ها

medley of songs

ترکیبی از آهنگ‌ها

individual medley

ترکیب فردی

medley relay

استفاده ترکیبی

جملات نمونه

a medley of different ideas

آمیزه ای از ایده های مختلف

an interesting medley of flavours.

یک ترکیب جالب از طعم ها.

a medley of races in Hawaii

مجموعه‌ای از نژادها در هاوایی

a medley of Beatles songs.

مجموعه‌ای از آهنگ‌های بیتلز

a medley range of vague and variable impressions.

مجموعه‌ای از برداشت‌های مبهم و متغیر

He celebrated with a giant fruit sego and frozen medley fruits.

او با یک سگو میوه غول پیکر و میوه های مخلوط یخ زده جشن گرفت.

An extraordinary medley of feeling -- but it was not a medley, exactly;rather it was successive layers of feeling, in which one could not say which layer was undermost -- struggled inside him.

یک ترکیب فوق العاده احساسات - اما دقیقاً یک ترکیب نبود؛ بلکه لایه های متوالی احساس بود، به طوری که نمی توان گفت کدام لایه در پایین قرار داشت - در درون او به مبارزه پرداخت.

Logistics Car Park usually locates at the rurbania with complicated medley and many serious security problems, where a variety of criminal cases may happen frequently.

پارکینگ لجستیک معمولاً در حومه شهر با ترکیبی پیچیده و مشکلات امنیتی جدی قرار دارد، جایی که انواع پرونده‌های جنایی ممکن است به طور مکرر رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید