| جمع | moonshines |
moonshine whiskey
شراب قاچاق
moonshine still
دستگاه تقطیر قاچاق
moonshine runner
قاچاقچی
moonshine party
جشن قاچاق
moonshine festival
جشنواره شراب قاچاق
moonshine production
تولید شراب قاچاق
moonshine laws
قوانین شراب قاچاق
moonshine business
کسب و کار شراب قاچاق
moonshine tasting
چشیدن شراب قاچاق
moonshine culture
فرهنگ شراب قاچاق
they enjoyed sipping moonshine by the campfire.
آنها از نوشیدن مشروب دستساز کنار آتش لذت بردند.
he learned to make moonshine in his grandfather's barn.
او یاد گرفت که چگونه مشروب دستساز را در طویله پدربزرگش درست کند.
moonshine has a strong and distinct flavor.
مشروب دستساز طعم قوی و مشخصی دارد.
they were caught selling illegal moonshine.
آنها در حال فروش مشروب دستساز غیرقانونی دستگیر شدند.
he was famous for his homemade moonshine.
او به خاطر مشروب دستسازش مشهور بود.
moonshine production can be dangerous without proper equipment.
تولید مشروب دستساز بدون تجهیزات مناسب میتواند خطرناک باشد.
they shared stories of moonshine legends from the past.
آنها داستانهای افسانههای مشروب دستساز از گذشته را با هم به اشتراک گذاشتند.
moonshine is often associated with rural traditions.
مشروب دستساز اغلب با سنتهای روستایی مرتبط است.
he took a swig of moonshine and smiled.
او جرعهای از مشروب دستساز نوشید و لبخند زد.
moonshine can be made from various fruits and grains.
مشروب دستساز را میتوان از انواع میوهها و غلات تهیه کرد.
moonshine whiskey
شراب قاچاق
moonshine still
دستگاه تقطیر قاچاق
moonshine runner
قاچاقچی
moonshine party
جشن قاچاق
moonshine festival
جشنواره شراب قاچاق
moonshine production
تولید شراب قاچاق
moonshine laws
قوانین شراب قاچاق
moonshine business
کسب و کار شراب قاچاق
moonshine tasting
چشیدن شراب قاچاق
moonshine culture
فرهنگ شراب قاچاق
they enjoyed sipping moonshine by the campfire.
آنها از نوشیدن مشروب دستساز کنار آتش لذت بردند.
he learned to make moonshine in his grandfather's barn.
او یاد گرفت که چگونه مشروب دستساز را در طویله پدربزرگش درست کند.
moonshine has a strong and distinct flavor.
مشروب دستساز طعم قوی و مشخصی دارد.
they were caught selling illegal moonshine.
آنها در حال فروش مشروب دستساز غیرقانونی دستگیر شدند.
he was famous for his homemade moonshine.
او به خاطر مشروب دستسازش مشهور بود.
moonshine production can be dangerous without proper equipment.
تولید مشروب دستساز بدون تجهیزات مناسب میتواند خطرناک باشد.
they shared stories of moonshine legends from the past.
آنها داستانهای افسانههای مشروب دستساز از گذشته را با هم به اشتراک گذاشتند.
moonshine is often associated with rural traditions.
مشروب دستساز اغلب با سنتهای روستایی مرتبط است.
he took a swig of moonshine and smiled.
او جرعهای از مشروب دستساز نوشید و لبخند زد.
moonshine can be made from various fruits and grains.
مشروب دستساز را میتوان از انواع میوهها و غلات تهیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید