mosey

[ایالات متحده]/'məʊzɪ/
[بریتانیا]/'mozi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. و vi. دور زدن؛ بی‌هدف پرسه زدن
Word Forms
جمعmoseys
قسمت سوم فعلmoseyed
شکل سوم شخص مفردmoseys
زمان گذشتهmoseyed
صفت یا فعل حال استمراریmoseying

جملات نمونه

mosey around the general store

در مغازه عمومی به اطراف قدم بزنید.

I'll just have a mosey round.

من فقط کمی قدم خواهم زد.

we decided to mosey on up to Montgomery.

ما تصمیم گرفتیم به سمت مونتگومری برویم.

moseyed over to the club after lunch.

بعد از ناهار به سمت کلاب رفتیم.

Let's mosey on over to the park.

بیا به سمت پارک برویم.

He likes to mosey around the neighborhood.

او دوست دارد در اطراف محله قدم بزند.

She decided to mosey along the beach.

او تصمیم گرفت در امتداد ساحل قدم بزند.

We can mosey down to the cafe for a cup of coffee.

ما می توانیم برای یک فنجان قهوه به سمت کافه برویم.

The cat likes to mosey around the garden.

گربه دوست دارد در اطراف باغ قدم بزند.

They usually mosey over to the farmer's market on weekends.

آنها معمولاً آخر هفته ها به سمت بازار کشاورزان می روند.

Let's mosey on down to the river and enjoy the sunset.

بیا به سمت رودخانه برویم و از غروب لذت ببریم.

After work, she likes to mosey through the bookstore.

بعد از کار، او دوست دارد از طریق کتابفروشی قدم بزند.

He would often mosey up to the mountains for a hike.

او اغلب برای پیاده روی به سمت کوه ها می رفت.

They decided to mosey along the trail and enjoy nature.

آنها تصمیم گرفتند در امتداد مسیر قدم بزنند و از طبیعت لذت ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید