motherboard

[ایالات متحده]/ˈmʌðəbɔ:d/
[بریتانیا]/'mʌðɚbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بورد اصلی، مدار اصلی در یک کامپیوتر که سایر اجزا را برای عملکرد متصل و پشتیبانی می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

motherboard components

قطعات مادربرد

جملات نمونه

The motherboard is the main circuit board of a computer.

مادربورد، صفحه اصلی مدار یک کامپیوتر است.

Make sure to ground yourself before touching the motherboard.

قبل از لمس مادربرد، حتماً خودتان را زمین کنید.

The motherboard connects all the components of a computer together.

مادربرد تمام اجزای یک کامپیوتر را به هم متصل می‌کند.

It is important to choose a compatible CPU for your motherboard.

انتخاب یک CPU سازگار برای مادربرد شما مهم است.

The motherboard houses the CPU, RAM, and other essential components.

مادربرد، CPU، RAM و سایر اجزای ضروری را در خود جای داده است.

You should handle the motherboard with care to avoid damaging it.

برای جلوگیری از آسیب رساندن به آن، باید با احتیاط با مادربرد برخورد کنید.

Upgrading the motherboard may improve the overall performance of your computer.

ارتقاء مادربرد ممکن است عملکرد کلی کامپیوتر شما را بهبود بخشد.

The motherboard determines the compatibility of other computer parts.

مادربرد سازگاری قطعات کامپیوتر دیگر را تعیین می‌کند.

Check the motherboard manual for instructions on installation and setup.

برای دستورالعمل‌های نصب و راه‌اندازی، دفترچه راهنمای مادربرد را بررسی کنید.

Modern motherboards come with various features such as built-in Wi-Fi and Bluetooth.

مادربردهای مدرن دارای ویژگی‌های مختلفی مانند Wi-Fi و بلوتوث داخلی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید