highly motivated
بسیار با انگیزه
self-motivated
خودانگیخته
motivated to succeed
دارای انگیزه برای موفقیت
motivated individual
فرد با انگیزه
a highly motivated group of workers
گروهی از کارگران بسیار با انگیزه
The attack was racially motivated.
حمله از نظر نژادی تبعیضآمیز بود.
the idea was motivated by political considerations.
ایده از ملاحظات سیاسی ناشی شده بود.
He is motivated by good intentions.
او با حسن نیتها انگیزه دارد.
he was primarily motivated by the desire for profit.
او عمدتاً به دلیل تمایل به کسب سود انگیزه داشت.
she's a very independent self-motivated individual.
او یک فرد بسیار مستقل و خودانگیخته است.
Everything she does is motivated only by a desire for money.
همه کارهایی که انجام می دهد فقط به دلیل تمایل به پول است.
It is generally accepted that people are motivated by success.
به طور کلی پذیرفته شده است که مردم به موفقیت انگیزه دارند.
the poor performer is motivated by the fear that he or she is highly disposable.
عملگر ضعیف به دلیل ترس از اینکه به راحتی قابل دور ریختن است، انگیزه دارد.
I'm not motivated by money, otherwise I would have quit.
من به دلیل پول انگیزه ندارم، در غیر این صورت استعفا می دادم.
No one really knows what motivated him to do so.
هیچ کس واقعاً نمی داند چه چیزی او را به انجام آن ترغیب کرد.
Employees are motivated to work harder for a whole host of different reasons.
کارمندان به دلایل مختلفی با انگیزه بیشتری برای کار بیشتر تلاش میکنند.
although their individual biographies are different, both are motivated by a similar ambition.
اگرچه سوابق فردی آنها متفاوت است، اما هر دو به یک جاه طلبی مشابه انگیزه دارند.
It tends to be disposed of by adding moral coloration to actions that are really motivated by expediency, and an expediential coloration to actions that are motivated by moral and humanitarian values.
این روند معمولاً با افزودن رنگ اخلاقی به اقداماتی که واقعاً توسط مصلحتجویی هدایت میشوند و افزودن رنگ تجربی به اقداماتی که توسط ارزشهای اخلاقی و بشردوستانه هدایت میشوند، از بین میرود.
In contrast, male learners were more teacher-motivated, preferred tactual approach of learning and had time preference for early morning.
در مقابل، یادگیرندگان مرد بیشتر از معلمان الهام میگرفتند، رویکرد لمسی آموزش را ترجیح میدادند و ترجیح زمانی برای صبح زود داشتند.
Much of what we are about centers on the same impulses to eat, procreate, fight or flee that motivated Fred Flintstone.
بسیاری از آنچه ما در مورد آن هستیم، بر همان غرایز خوردن، تولید مثل، مبارزه یا فرار متمرکز است که فرِد فِلیستین را تحریک کرد.
highly motivated
بسیار با انگیزه
self-motivated
خودانگیخته
motivated to succeed
دارای انگیزه برای موفقیت
motivated individual
فرد با انگیزه
a highly motivated group of workers
گروهی از کارگران بسیار با انگیزه
The attack was racially motivated.
حمله از نظر نژادی تبعیضآمیز بود.
the idea was motivated by political considerations.
ایده از ملاحظات سیاسی ناشی شده بود.
He is motivated by good intentions.
او با حسن نیتها انگیزه دارد.
he was primarily motivated by the desire for profit.
او عمدتاً به دلیل تمایل به کسب سود انگیزه داشت.
she's a very independent self-motivated individual.
او یک فرد بسیار مستقل و خودانگیخته است.
Everything she does is motivated only by a desire for money.
همه کارهایی که انجام می دهد فقط به دلیل تمایل به پول است.
It is generally accepted that people are motivated by success.
به طور کلی پذیرفته شده است که مردم به موفقیت انگیزه دارند.
the poor performer is motivated by the fear that he or she is highly disposable.
عملگر ضعیف به دلیل ترس از اینکه به راحتی قابل دور ریختن است، انگیزه دارد.
I'm not motivated by money, otherwise I would have quit.
من به دلیل پول انگیزه ندارم، در غیر این صورت استعفا می دادم.
No one really knows what motivated him to do so.
هیچ کس واقعاً نمی داند چه چیزی او را به انجام آن ترغیب کرد.
Employees are motivated to work harder for a whole host of different reasons.
کارمندان به دلایل مختلفی با انگیزه بیشتری برای کار بیشتر تلاش میکنند.
although their individual biographies are different, both are motivated by a similar ambition.
اگرچه سوابق فردی آنها متفاوت است، اما هر دو به یک جاه طلبی مشابه انگیزه دارند.
It tends to be disposed of by adding moral coloration to actions that are really motivated by expediency, and an expediential coloration to actions that are motivated by moral and humanitarian values.
این روند معمولاً با افزودن رنگ اخلاقی به اقداماتی که واقعاً توسط مصلحتجویی هدایت میشوند و افزودن رنگ تجربی به اقداماتی که توسط ارزشهای اخلاقی و بشردوستانه هدایت میشوند، از بین میرود.
In contrast, male learners were more teacher-motivated, preferred tactual approach of learning and had time preference for early morning.
در مقابل، یادگیرندگان مرد بیشتر از معلمان الهام میگرفتند، رویکرد لمسی آموزش را ترجیح میدادند و ترجیح زمانی برای صبح زود داشتند.
Much of what we are about centers on the same impulses to eat, procreate, fight or flee that motivated Fred Flintstone.
بسیاری از آنچه ما در مورد آن هستیم، بر همان غرایز خوردن، تولید مثل، مبارزه یا فرار متمرکز است که فرِد فِلیستین را تحریک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید