motorbike

[ایالات متحده]/'məʊtəbaɪk/
[بریتانیا]/'motɚbaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موتورسیکلت - یک وسیله نقلیه موتوری دو چرخ، که به طور معمول توسط یک موتور رانده می‌شود.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmotorbiking
جمعmotorbikes

جملات نمونه

That motorbike was really travelling.

آن موتورسیکلت واقعاً در حال حرکت بود.

I’ll take a motorbike.

من یک موتورسیکلت خواهم گرفت.

I want to go by motorbike.

من می‌خواهمم با موتورسیکلت بروم.

The motorbike zoomed past us.

موتورسیکلت با سرعت از کنار ما گذشت.

the tape got fankled in the motorbike's front wheels.

نوارهایی در چرخ‌های جلو موتورسیکلت گیر کردند.

Tom’s new motorbike goes like blazes.

موتورسیکلت جدید تام مثل آتیش می‌رود.

He drove his motorbike, with me riding pillion.

او موتورسیکلتش را راند، من هم به عنوان سرنشین عقب سوار شدم.

the new motorbikes are not proving as popular as their four-wheeled cousins.

موتورسیکلت‌های جدید به اندازه اتومبیل‌ها محبوب نیستند.

Give my husband an old motorbike to tinker with and he's as happy as the day is long.

به شوهرم یک موتورسیکلت قدیمی بدهید تا با آن ور برود و او به اندازه یک روز خوب خوشحال خواهد بود.

Cars and motorbikes had churned up the field.

ماشین‌ها و موتورسیکلت‌ها مزرعه را به هم زده بودند.

he started with motorbikes but now he's graduated to his first car.

او با موتورسیکلت شروع کرد، اما اکنون به اولین ماشین خود رسیده است.

Pete came a cropper on his motorbike and ended up in hospital.

پیتر در اثر تصادف موتورسواری دچار مشکل شد و به بیمارستان منتقل شد.

I don’t have to give you any reasons. You can’t have a motorbike, full stop.

من نیازی ندارم هیچ دلیلی به شما بگویم. شما نمی‌توانید موتورسیکلت داشته باشید، نقطه.

Can't you get it into your head that it is dangerous to ride a motorbike without wearing protective clothing?

آیا نمی‌توانید درک کنید که سوار شدن به موتورسیکلت بدون پوشیدن لباس محافظ خطرناک است؟

Joe had a close call when his motorbike nearly collided with a lorry.

جو یک بار نزدیک به خطر افتاد وقتی موتورسیکلتش تقریباً با یک کامیون برخورد کرد.

When she said she wanted to get a motorbike, her parents threw up their hands in horror.

وقتی او گفت می‌خواهد یک موتورسیکلت بگیرد، والدینش از وحشت دست به آسمان بردند.

He crashed my motorbike last year and now I’ve crashed his car, so we’re quits.

او سال گذشته موتورسیکلت من را خراب کرد و حالا من ماشین او را خراب کرده‌ام، بنابراین حساب کار ما صاف است.

The old town sits quite apart from the new, with no cars, trucks, nor motorbikes, and only the occasional pushbike is led through the old town's stony pedestrian streets.

شهر قدیمی کاملاً جدا از شهر جدید است، بدون ماشین، کامیون یا موتورسیکلت، و فقط گاهی اوقات یک دوچرخه دستی از طریق خیابان‌های سنگفرش شده پیاده‌روی شهر قدیمی عبور می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Hagrid kicked the motorbike into life.

هاگريد موتورسيكلت را به حرکت درآورد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Have you thought about getting an electric motorbike?

آيا به خريدن يک موتورسيكلت برقي فكر كرديد؟

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

There had been a flying motorbike in it.

يك موتورسيكلت پرنده در آن وجود داشت.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

Many visitors rent a motorbike and explore the Ho Chi Minh trail.

بسياري از گردشگران موتورسيكلت اجاره مي‌كنند و مسير هو تشي مين را كشف مي‌كنند.

منبع: Best Travel Destinations in Asia

Some of the club members see riding a motorbike as a get-away.

برخی از اعضای باشگاه سواری با موتورسیکلت را به عنوان یک راه فرار می‌بینند.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

And he's got this funny-looking motorbike with an extraordinary story behind it.

و او یک موتورسیکلت عجیب و غریب با داستانی خارق العاده دارد.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

" What's going on here? Did I say you can use my motorbike? "

چه خبر است اینجا؟ گفتم شما می‌توانید از موتورسیکلت من استفاده کنید؟

منبع: VOA Special April 2022 Collection

But not having enough fuel doesn't just mean you can't use your motorbike.

اما كمبود سوخت فقط به این معنی نیست که نمی‌توانید از موتورسیکلت خود استفاده کنید.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

Let's go on your new motorbike.

سوار موتورسیکلت جدیدت شویم.

منبع: Wow English

We'd say it's a bustling city, so you know, there's those motorbikes everywhere.

ما می‌گوییم این یک شهر پرجنب‌وجوش است، بنابراین می‌دانید، موتورسیکلت‌ها همه جا وجود دارند.

منبع: American English dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید