mouldy

[ایالات متحده]/ˈməʊldi:/
[بریتانیا]/'moldi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اژدر
adj. قدیمی; پوشیده از کپک; فاسد.
Word Forms
صفت عالیmouldiest
صفت تفضیلیmouldier

جملات نمونه

evenings filled with mouldy old shows.

عصرها پر از نمایش‌های قدیمی و کهنه

She chucked the mouldy potatoes in the litterbin.

سیب‌زمینی‌های کپک‌زده را در سطل زباله انداخت.

Four feedstuffs in common use (maise, soybean meal, rapeseed meal and fish meal) water activity adsorption isotherms and laws in quality change of mouldy were researched in this paper.

چهار نوع خوراک رایج (maise، تفاله سویا، تفاله رزه و تفاله ماهی) ایزوترم های جذب فعالیت آب و قوانین تغییرات کیفیتی کپک در این مقاله مورد تحقیق قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید