spores

[ایالات متحده]/spɔːz/
[بریتانیا]/spɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع اسپور، یک واحد تولید مثل در باکتری‌ها، خزه‌ها و سرخس‌ها
v. فرم سوم شخص مفرد اسپور

عبارات و ترکیب‌ها

spores spread

گسترش هاجک

spores germinate

هاجک ها جوانه‌زنی می‌کنند

spores release

هاجک ها آزاد می‌شوند

spores survive

هاجک ها زنده می‌مانند

spores multiply

هاجک ها تکثیر می‌شوند

spores develop

هاجک ها رشد می‌کنند

spores disperse

هاجک ها پراکنده می‌شوند

spores infect

هاجک ها آلوده می‌کنند

spores thrive

هاجک ها رشد می‌کنند

spores decay

هاجک ها پوسیده می‌شوند

جملات نمونه

fungi reproduce by releasing spores into the air.

قارچ‌ها با آزاد کردن هاگ به هوا تولید مثل می‌کنند.

some plants rely on wind to disperse their spores.

برخی از گیاهان برای پراکنده کردن هاگ خود به باد متکی هستند.

spores can survive in extreme environmental conditions.

هاگ‌ها می‌توانند در شرایط محیطی شدید زنده بمانند.

the spores of certain mushrooms are toxic.

هاگ‌های برخی قارچ‌ها سمی هستند.

scientists study spores to understand plant evolution.

دانشمندان هاگ‌ها را برای درک تکامل گیاهان مطالعه می‌کنند.

spores can remain dormant for many years.

هاگ‌ها می‌توانند برای سال‌ها در حالت خفته باقی بمانند.

to cultivate mushrooms, you need to inoculate the substrate with spores.

برای کشت قارچ، باید بستر را با هاگ‌ها آکنده کرد.

some spores can cause allergic reactions in humans.

برخی از هاگ‌ها می‌توانند باعث واکنش‌های آلرژیک در انسان شوند.

in nature, spores are essential for the life cycle of many organisms.

در طبیعت، هاگ‌ها برای چرخه زندگی بسیاری از موجودات ضروری هستند.

researchers are exploring the use of spores in bioremediation.

محققان در حال بررسی استفاده از هاگ‌ها در بیورemediasi هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید