movies

[ایالات متحده]/ˈmuːviz/
[بریتانیا]/ˈmuːviz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فیلم‌ها یا تصاویر متحرک؛ مکان‌هایی که در آن‌ها فیلم‌ها نمایش داده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

watch movies

تماشای فیلم

love movies

عشق به فیلم

make movies

ساخت فیلم

see movies

دیدن فیلم

review movies

بررسی فیلم

rent movies

اجاره فیلم

buy movies

خرید فیلم

enjoy movies

لذت بردن از فیلم

film movies

فیلمبرداری فیلم

classic movies

فیلم‌های کلاسیک

جملات نمونه

i love watching movies on weekends.

من عاشق تماشای فیلم در آخر هفته ها هستم.

she enjoys discussing movies with her friends.

او از بحث کردن درباره فیلم ها با دوستانش لذت می برد.

they are planning to go to the movies tonight.

آنها قصد دارند امشب به سینما بروند.

he often reviews movies on his blog.

او اغلب فیلم ها را در وبلاگ خود بررسی می کند.

we should watch some classic movies together.

ما باید چند فیلم کلاسیک را با هم تماشا کنیم.

my favorite genre of movies is science fiction.

ژانر مورد علاقه من از فیلم ها، علمی تخیلی است.

she has a collection of foreign movies.

او مجموعه ای از فیلم های خارجی دارد.

he likes to binge-watch movies on rainy days.

او دوست دارد در روزهای بارانی پشت سر هم فیلم ببیند.

they often go to the movies for date nights.

آنها اغلب برای قرار ملاقات به سینما می روند.

watching movies can be a great way to relax.

تماشای فیلم می تواند راهی عالی برای آرامش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید