mugs

[ایالات متحده]/[mʌɡz]/
[بریتانیا]/[mʌɡz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فنجان، معمولاً برای نوشیدن استفاده می‌شود؛ فردی که به راحتی فریب یا دستکاری می‌شود.
v. از یک فنجان نوشیدن؛ با تحقیر با کسی رفتار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

mugs of coffee

Persian_translation

drinking mugs

Persian_translation

big mugs

Persian_translation

mugs and tea

Persian_translation

filled mugs

Persian_translation

cute mugs

Persian_translation

washing mugs

Persian_translation

new mugs

Persian_translation

mugs on shelves

Persian_translation

collecting mugs

Persian_translation

جملات نمونه

i need to buy new mugs for the office.

من نیاز دارم برای دفتر فنجان‌های جدید بخرم.

she collects vintage mugs from around the world.

او فنجان‌های قدیمی از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند.

he filled the mugs with hot chocolate.

او فنجان‌ها را با شکلات داغ پر کرد.

the mugs were stacked neatly on the shelf.

فنجان‌ها به طور مرتب روی قفسه چیده شده بودند.

we drank coffee from large mugs this morning.

ما امروز صبح قهوه از فنجان‌های بزرگ نوشیدیم.

the cafe sells personalized mugs with custom designs.

کافه فنجان‌های شخصی‌سازی شده با طرح‌های سفارشی می‌فروشد.

he carefully washed the mugs after the party.

او بعد از مهمانی فنجان‌ها را با دقت شست.

she keeps her pens in a mug on her desk.

او قلم‌های خود را در یک فنجان روی میز خود نگه می‌دارد.

they gifted us matching mugs for our anniversary.

آنها به ما به مناسبت سالگرد عشق فنجان‌های مشابه هدیه دادند.

the mugs are perfect for enjoying a warm beverage.

فنجان‌ها برای لذت بردن از یک نوشیدنی گرم عالی هستند.

he accidentally broke one of my favorite mugs.

او به طور تصادفی یکی از فنجان‌های مورد علاقه من را شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید