muscovite

[ایالات متحده]/ˈmʌskəvait/
[بریتانیا]/ˈmʌskəˌvaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از مسکو، یک روس
adj. مربوط به مسکو، مربوط به روسیه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

muscovite mineral

کانی موسکوویت

muscovite mica

میکا موسکوویتی

جملات نمونه

Xinju brand microcrystal muscovite powder, powdered glimmerton, spun mica powder, high purity and superfine quartzpowder etc.

پودر میکای کرکی ریز تجاری Xinju، پودر glimmerton، پودر میکای اسپون، با خلوص بالا و پودر کوارتز بسیار ریز و غیره.

muscovite in thin section

مش (Muscovite) در برش نازک

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید