museum

[ایالات متحده]/mju:'ziəm/
[بریتانیا]/mjuˈziəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی که اشیاء با اهمیت تاریخی، علمی، هنری یا فرهنگی در آن ذخیره، نمایش و برای مقاصد آموزشی و تفریحی مطالعه می‌شوند.
Word Forms
جمعmuseums

عبارات و ترکیب‌ها

art museum

موزه هنر

history museum

موزه تاریخ

science museum

موزه علم

palace museum

موزه قصر

national museum

موزه ملی

british museum

موزه بریتانیایی

metropolitan museum

موزه شهری

military museum

موزه نظامی

space museum

موزه فضا

louvre museum

موزه لوور

wax museum

موزه مومی

historical museum

موزه تاریخی

guggenheim museum

موزه‌ی گوگنهایم

geological museum

موزه زمین‌شناسی

olympic museum

موزه المپیک

جملات نمونه

museum exhibits; museum tours.

نمایش‌های موزه؛ تورهای موزه.

the museum is open daily.

موزه روزانه باز است.

the museum is rich in exhibits.

موزه مملو از نمایشگاه است.

the custodian of a museum

نگهدارنده موزه

the museum's mazy treasure house.

خانه گنج پیچ در پیچ موزه.

an attempt to revamp the museum's image.

تلاش برای بازسازی چهره موزه.

the museum's trove of antique treasure.

گنجینه‌های عتیقه موزه.

a barbarian on the loose in a museum;

یک غول وحشی در حال رها شدن در یک موزه;

The painting is a museum piece.

این نقاشی یک اثر موزه است.

Museum of Qianling Mausoleum

موزه مقبره چیان‌لینگ

The museum was closed for renovation.

موزه برای بازسازی تعطیل بود.

the museum has been commercialized.

موزه تجاری شده است.

the museum has a modern exterior.

موزه دارای نمای مدرنی است.

nearby museum buildings will be fireproofed.

ساختمان های موزه ای مجاور ضد حریق خواهند شد.

museums are first and last about curatorship.

موزه ها در درجه اول و آخر در مورد مسئولیت هستند.

the museum was unguarded at night.

موزه در شب بدون نگهبان بود.

the museums in the district are well worth a visit.

موزه‌های این منطقه ارزش بازدید دارند.

collection of samples for museum display

مجموعه نمونه برای نمایش در موزه

revolutionary war; a museum of the Revolutionary era.

جنگ انقلاب؛ موزه دوران انقلاب.

نمونه‌های واقعی

But most assume it should become a museum.

اما بیشترها فرض می‌کنند که باید به یک موزه تبدیل شود.

منبع: The Economist (Summary)

And so many outstanding art museums to see, too.

و آنقدر موزه‌های هنری برجسته برای دیدن وجود دارد.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

It's not a museum she tells me.

او به من می‌گوید که این موزه نیست.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

They had a great museum in Munich.

آنها یک موزه عالی در مونیخ داشتند.

منبع: Past National College Entrance Examination Listening Test Questions

The other night I was leaving the museum...

شب دیگر من در حال ترک موزه بودم...

منبع: Friends Season 3

I'd like to call it a living museum.

می‌خواهم آن را یک موزه زنده بنامم.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

Excuse me. I'm trying to find the museum.

ببخشید. من سعی می‌کنم موزه را پیدا کنم.

منبع: Crazy English Speaking Training Scene

His vivid, geometrical paintings are in some of the most prestigious art museums.

نقاشی‌های زنده و هندسی او در برخی از مشهورترین موزه‌های هنری وجود دارد.

منبع: VOA Standard Speed January 2016 Collection

That's where the idea of the museum came about.

اینجاست که ایده موزه مطرح شد.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Villages that have now become a silent museum of disaster.

روستاهایی که اکنون به یک موزه خاموش از فاجعه تبدیل شده‌اند.

منبع: VOA Standard English_Europe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید