tourists

[ایالات متحده]/ˈtʊərɪsts/
[بریتانیا]/ˈtʊrɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که برای تفریح به مکان‌های مختلف سفر می‌کنند؛ کارگران مهاجر که در زمستان به سمت جنوب سفر می‌کنند
v. برای تفریح سفر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tourists attractions

جاذبه‌های توریستی

tourists guide

راهنمای توریست

tourists season

فصل گردشگری

tourists information

اطلاعات گردشگران

tourists safety

ایمنی گردشگران

tourists services

خدمات گردشگری

tourists spots

مکان‌های توریستی

tourists feedback

بازخورد گردشگران

tourists visa

ویزا برای گردشگران

tourists behavior

رفتار گردشگران

جملات نمونه

many tourists visit this city every year.

تعداد زیادی گردشگر هر سال از این شهر بازدید می‌کنند.

tourists often take photos at famous landmarks.

گردشگران اغلب در مکان‌های دیدنی عکس می‌گیرند.

local businesses rely on tourists for income.

کسب‌ و کارهای محلی برای کسب درآمد به گردشگران متکی هستند.

tourists should be aware of local customs.

گردشگران باید از آداب و رسوم محلی آگاه باشند.

tourists enjoy sampling traditional cuisine.

گردشگران از امتحان کردن غذاهای سنتی لذت می‌برند.

many tourists prefer guided tours for convenience.

بسیاری از گردشگران به دلیل راحتی، ترجیح می‌دهند تورهای همراه با راهنما را انتخاب کنند.

tourists often leave reviews online about their experiences.

گردشگران اغلب نظرات خود را در مورد تجربیات خود به صورت آنلاین می‌گذارند.

tourists can find information at the visitor center.

گردشگران می‌توانند اطلاعات را در مرکز بازدیدکنندگان پیدا کنند.

some tourists travel solo to explore new places.

برخی از گردشگران به تنهایی سفر می‌کنند تا مکان‌های جدید را کشف کنند.

tourists are encouraged to respect the environment.

از گردشگران خواسته می‌شود که به محیط زیست احترام بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید