mushroom-shaped head
سر به شکل کپک
mushroom-shaped stool
تخته به شکل کپک
a mushroom-shaped cloud
ابر به شکل کپک
mushroom-shaped lamp
میش به شکل کپک
mushroom-shaped rock
سنگ به شکل کپک
becoming mushroom-shaped
در حال شکل گرفتن به شکل کپک
mushroom-shaped design
طراحی به شکل کپک
mushroom-shaped object
شیء به شکل کپک
mushroom-shaped structure
ساختار به شکل کپک
mushroom-shaped cap
پایه به شکل کپک
the charming cottage had a mushroom-shaped roof.
خانه جذابی دارای سقف به شکل گربهگوشتی بود.
he carved a mushroom-shaped stool from a fallen log.
او یک صندلی به شکل گربهگوشتی را از یک تنه درختی که از روی زمین افتاده بود، چید.
the children built a mushroom-shaped castle out of sand.
کودکان یک قلعه به شکل گربهگوشتی را از ریگ ایجاد کردند.
the artist painted a whimsical mushroom-shaped lamp.
هنرمند یک لامپ به شکل گربهگوشتی را با طرحی عجیب و غریب نقاشی کرد.
she wore a mushroom-shaped hat to the festival.
او یک کلاه به شکل گربهگوشتی را به جشن میبرد.
the park featured a unique mushroom-shaped playground structure.
پارک یک ساختار بازیگاهی منحصر به فرد به شکل گربهگوشتی داشت.
the baker created a delicious mushroom-shaped cake.
پاکی یک کیک به شکل گربهگوشتی لذیذ ساخت.
the rock formation resembled a giant mushroom-shaped boulder.
این شکل سنگی به یک سنگ بزرگ به شکل گربهگوشتی شبیه بود.
they designed a mushroom-shaped greenhouse for growing orchids.
آنها یک گلخانه به شکل گربهگوشتی را برای کاشت گلهای اورکید طراحی کردند.
the company logo was a simple, mushroom-shaped design.
لوگوی شرکت یک طراحی ساده به شکل گربهگوشتی بود.
the child’s drawing showed a bright, mushroom-shaped house.
کشیدن کودک یک خانه روشن به شکل گربهگوشتی را نشان میداد.
mushroom-shaped head
سر به شکل کپک
mushroom-shaped stool
تخته به شکل کپک
a mushroom-shaped cloud
ابر به شکل کپک
mushroom-shaped lamp
میش به شکل کپک
mushroom-shaped rock
سنگ به شکل کپک
becoming mushroom-shaped
در حال شکل گرفتن به شکل کپک
mushroom-shaped design
طراحی به شکل کپک
mushroom-shaped object
شیء به شکل کپک
mushroom-shaped structure
ساختار به شکل کپک
mushroom-shaped cap
پایه به شکل کپک
the charming cottage had a mushroom-shaped roof.
خانه جذابی دارای سقف به شکل گربهگوشتی بود.
he carved a mushroom-shaped stool from a fallen log.
او یک صندلی به شکل گربهگوشتی را از یک تنه درختی که از روی زمین افتاده بود، چید.
the children built a mushroom-shaped castle out of sand.
کودکان یک قلعه به شکل گربهگوشتی را از ریگ ایجاد کردند.
the artist painted a whimsical mushroom-shaped lamp.
هنرمند یک لامپ به شکل گربهگوشتی را با طرحی عجیب و غریب نقاشی کرد.
she wore a mushroom-shaped hat to the festival.
او یک کلاه به شکل گربهگوشتی را به جشن میبرد.
the park featured a unique mushroom-shaped playground structure.
پارک یک ساختار بازیگاهی منحصر به فرد به شکل گربهگوشتی داشت.
the baker created a delicious mushroom-shaped cake.
پاکی یک کیک به شکل گربهگوشتی لذیذ ساخت.
the rock formation resembled a giant mushroom-shaped boulder.
این شکل سنگی به یک سنگ بزرگ به شکل گربهگوشتی شبیه بود.
they designed a mushroom-shaped greenhouse for growing orchids.
آنها یک گلخانه به شکل گربهگوشتی را برای کاشت گلهای اورکید طراحی کردند.
the company logo was a simple, mushroom-shaped design.
لوگوی شرکت یک طراحی ساده به شکل گربهگوشتی بود.
the child’s drawing showed a bright, mushroom-shaped house.
کشیدن کودک یک خانه روشن به شکل گربهگوشتی را نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید